برگردان به زبان ساده
ای بی سببی ز بنده برگشته
واندر پی صحبتی دگر گشته
هوش مصنوعی: ای کسی که بی هیچ دلیلی از بندگان روگردان شدهای و اکنون در پی صحبت و گفتگو با دیگران هستی.
گم شد دلم آه تا کجا شد
آن سوخته غریب سرگشته
هوش مصنوعی: دل من گم شده و نمیدانم تا کجا رفته است، همچنان که یک موجود غریب و سرگشته دچار سردرگمی است.
ای بس که دلم به جست و جوی او
ماننده باد در به در گشته
هوش مصنوعی: دل من همچون بادی سرگردان، در پی یافتن او به هر سو رفته و در هر جا گردش کرده است.
گر موج برآورد سرشک من
بینی مه و آفتاب سرگشته
هوش مصنوعی: اگر قطرههای اشکم مانند موجهای دریا به حرکت درآید، میتوانی چهره ماه و آفتاب را به طور متحرک و در حال چرخش ببینی.
بشکفت ز دیده لاله ها ما را
از بس که رخ تو در نظر گشته
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات در نظرم، گلهای لاله از چشمانم جلوهگری کردهاند.
خضر است هنوز خطّ تو او را
از آب حیات آبخور گشته
هوش مصنوعی: خط تو هنوز هم مانند خضر، او را به زندگی و حیات منتقل میکند و او از آن نوشیده است.
گر یار ز در درآیدم ناگه
باز آید باز بخت سرگشته
هوش مصنوعی: اگر محبوبم ناگهان از در وارد شود، خوشبختی گمشدهام دوباره بازخواهد گشت.
ای در غم لعل گوهرافشانت
رخساره سیم من چو زر گشته
هوش مصنوعی: ای مروارید گرانبها که غم تو را بر چهرهام منتقل کرده، چهرهی من از شدت این غم مانند طلا و نقره درخشان شده است.
گشته ست سیاه زلف هندویت
از بس که به آفتاب درگشته
هوش مصنوعی: زلف سیاه و زیبای آن دختر هندی به خاطر تماس مداوم با آفتاب، رنگش به تیرگی و سوختگی گراییده است.
هرچند حدیث ما دراز آمد
پیش دهن تو مختصر گشته
هوش مصنوعی: هرچند داستان ما طولانی و مفصل است، اما در کلام تو به صورت مختصر و ساده بیان شده است.
از آه جلال ناگهان بینی
نُه طاق سپهر جمله درگشته
هوش مصنوعی: از شدت افسوس و اندوه، ناگهان میبینی که نه طاق آسمان، به طور کامل در هم ریخته است.