برگردان به زبان ساده
زهی زلف تو نرخ سنبل شکسته
به زنجیر زلفت دل خسته بسته
هوش مصنوعی: زلف تو به قدری زیبا و جذاب است که مانند سنبلهایی که شکسته و در زنجیر شدهاند، دل من را سخت در بند خود کرده است و آن را به تنگنا آورده است.
دلم را ازین بیش مشکن که هرگز
نبوده ست بازار گرمم شکسته
هوش مصنوعی: دل مرا بیش از این نشکن که بازار دلم هیچگاه پررونق نبوده است و اکنون هم شکسته است.
بشد عاشق زار تا در رخت دید
دلم پاره پاره گلم دسته دسته
هوش مصنوعی: عاشق به شدت غمگین و پریشان شد وقتی که چهرهات را دید و دلش برای تو تکهتکه شد و مانند دسته گلهای جدا شده به هم ریخت.
از آن چشم و زلف تو تا خود چه خیزد
دو طرّار و قتال با هم نشسته
هوش مصنوعی: چشم و موی تو چنان قدرت و جذبهای دارد که حتی دو رقابتکننده و دشمن هم در کنار یکدیگر نشستهاند.
خوشا قامت و عارضت هر دو با هم
که بخت بلند است و روز خجسته
هوش مصنوعی: خوشا به حال تو با آن قامت زیبا و چهره جذاب که روزگار خوبی به تو رو کرده و تو تحت تاثیر بخت بلندی هستی.
اگر باز بینم رخت، باز بینم
ز دامان خود دست محنت گسسته
هوش مصنوعی: اگر دوباره چهرهات را ببینم، باز هم از دست مشکلاتم رهایی خواهم یافت.
جلال ار بماند ز عشقت نگردد
ز لوح دلش نقش عشق تو شسته
هوش مصنوعی: اگر جلال و عظمت به خاطر عشق تو باقی بماند، دیگر هیچ نشانی از عشق تو در دلش باقی نخواهد ماند و همه چیز از یادش خواهد رفت.