برگردان به زبان ساده
چشم مستت میزند هر لحظهام تیری دگر
تیر چشمت میزند هر لحظه نخجیری دگر
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو هر لحظه مرا مورد هدف قرار میدهد و به مانند تیرهایی که شلیک میشود، هر بار از سوی تو به من صدمه میزند.
هر زمان تیری زنی از نوک مژگان بر دلم
من نشینم منتظر تا کی زنی تیری دگر
هوش مصنوعی: هر بار که با نگاهت به من اشاره میکنی، من در انتظارم که ببینم تا کی باز هم تیر عشقت را به سوی دلم پرتاب خواهی کرد.
این دل دیوانه چون خو کردهٔ زنجیر تست
بعد از اینش کی توان بستن به زنجیری دگر
هوش مصنوعی: این دل دیوانه که به زنجیر تو عادت کرده است، از این به بعد چگونه میتواند به زنجیری دیگر عادت کند؟
جان ز من میخواستی در پایت افشاندم روان
غیر ازین واقع نگشت از بنده تقصیری دگر
هوش مصنوعی: تو از من خواستی که جانم را در راهت فدای کنم، اما غیر از این، تقصیری از من نیست که اتفاقی دیگر افتاده باشد.
در علاج درد و تیماری که در جان من است
هر یکی از دوستان کردند تقریری دگر
هوش مصنوعی: هر یک از دوستان به نوعی به درمان درد و غم من پرداختهاند و هر کدام روش خاص خود را دارند.
من به سعی دوستان نیکو نخواهم گشت از آنک
بر سر ما در ازل رفته است تقدیری دگر
هوش مصنوعی: به لطف و کوشش دوستانم، به خوبی و خوشی نخواهم رسید؛ چون تقدیری دیگر برای ما از ابتدا نوشته شده است.
چون به تدبیر کس این مشکل نخواهد گشت حل
ترک تدبیر است چاره نیست تدبیری دگر
هوش مصنوعی: هرگاه که با تدبیر دیگران این مشکل حل نشود، معنا دارد که باید تدبیر دیگری اندیشید. در واقع، چارهای جز تغییر راهکار وجود ندارد.
جز غزلهای جلال ای مطرب خوشخوان مخوان
شعر شورانگیز او را هست تأثیری دگر
هوش مصنوعی: ای مطرب خوشخوان، فقط غزلهای جلال را نخوان، چون شعر شورانگیز او اثری متفاوت و خاص دارد.