برگردان به زبان ساده
گر من ز دست هجر تو آهی برآورم
یا شمّهای ز جور تو در خاطر آورم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر دوری از تو آهی بکشم یا کمی از ستمهای تو را به یاد آورم،
وز صد هزار درد که بر دل نهادهای
زان صد یکی اگر به عبارت درآورم
هوش مصنوعی: از میان صد هزار دردی که بر دلم نشستهای، فقط یکی از آنها را اگر بخواهم به کلمات درآورم...
خون از دل فلک بچکد از عنای من
فریاد در نهاد فلک و اختر آورم
هوش مصنوعی: اگر دل آسمان به خاطر من خون گریه کند، صدای فریاد من در دل آسمان و ستارهها میپیچد.
آن دم مباد که بی تو برآرم نفس دمی
یا جز هوای کوی غمت در سر آورم
هوش مصنوعی: نمیخواهم حتی به خاطر لحظهای بدون تو نفس بکشم و جز یاد تو هیچ چیزی در ذهنم خطور کند.
سرگشته همچو آب به گرد جهان روان
تا کی نهال قدّ تو را در بر آورم
هوش مصنوعی: مثل آب سرگردان در دنیا در حرکت هستم، اما نمیدانم تا کی باید تلاش کنم تا بتوانم قد و قامت تو را در آغوش بگیرم.
زین پس چنین مکن صنما ور نه در جهان
فریاد و الغیاث ز دستت برآورم
هوش مصنوعی: از این به بعد چنین کاری نکن ای محبوب، وگرنه در دنیا به خاطر تو فریاد و آشفتهحالی به راه میاندازم.
دل را قرار نیست به هجر تو دلبرا
کامم بده وگرنه ز غم دل برآورم
هوش مصنوعی: دل من آرامش ندارد و نمیتواند به خاطر دوری تو خوشحال باشد. اگر این حال ادامه یابد، غم و اندوهی را که در درونم دارم، بروز میدهم.
جز کوی دوست نیست مرا قبله دگر
چون غیر دوست رو به کسی دیگر آورم
هوش مصنوعی: جز کوی دوست، جایی برای من وجود ندارد. نمیتوانم به کسی غیر از او توجه کنم یا رو به کسی دیگر بیاورم.
در درد عشق دوست نداریم چارهای
جز آنکه درد را به در داور آورم
هوش مصنوعی: در رنج عشق، راهی جز این نداریم که مشکل خود را با قاضی مطرح کنیم، چرا که تنها او میتواند به ما کمک کند.