برگردان به زبان ساده
جانا ز دست عشق تو فرسوده خاطرم
گر دورم از نظر به دل و جانت حاضرم
هوش مصنوعی: عزیزم، از شدت عشق تو خاطرم به هم ریخته است. اگرچه از نظر دور هستم، ولی در دل و جانم همیشه با تو هستم.
منظور من تویی به جهان ای جهان جان
وز دیده بر جمال تو ای دوست ناظرم
هوش مصنوعی: منظور من در این دنیا تویی، ای جان جهان، و من با چشم خود زیبایی تو را مینگرم، ای دوست.
چون من کسی ندید خریدار در جهان
جان میفروشم و غم عشق تو میخرم
هوش مصنوعی: من هیچکس را به عنوان خریدار نمیبینم، به همین خاطر جان خود را میفروشم و به جای آن غم عشق تو را میخرم.
من معتقد به حسن و جمالت شدم چنانک
کز مهر وی دوست به خورشید ننگرم
هوش مصنوعی: من به زیبایی و خوبی تو معتقد شدم تا جایی که دیگر به روشنایی خورشید هم توجهی ندارم، به خاطر محبتی که از تو دارم.
از روزگار هجر به جان آمدم بیا
جان را کنم فدات گر آیی شبی برم
هوش مصنوعی: از روزگار جدایی به شدت رنج میبرم. بیا تا جانم را فدای تو کنم، اگر شبی بیایی.
با وصل دوست دوزخ ما هست چون بهشت
با هجر دوست جنّت مأوا کجا برم
هوش مصنوعی: دوستی و همراهی با محبوب مانند بهشت است، اما وقتی که از او جدا میشوم، دنیا برایم مانند جهنم میشود. حالا نمیدانم به کجا بروم و کجا پناه ببرم.