برگردان به زبان ساده
بیمست که از دست تو فریاد برآرم
یا روی ز جور تو به ملکی دگر آرم
هوش مصنوعی: نگرانم که از شدت درد و رنجی که از تو میکشم، صدای فریاد من بلند شود یا اینکه به ناچار از کنار تو دور شوم و به جایی دیگر بروم.
تا کی ز جفاهای تو ای شوخ ستمگر
از دیده من غمزده خون جگر آرم
هوش مصنوعی: تا کی باید از بدیهای تو، ای معشوقه شوخ و ستمگر، درد دل کنم و قلب خستهام را به نمایش بگذارم؟
هرچند که از غمزه دلدوز زنی تیر
بیچاره من خسته ز جانت سپر آرم
هوش مصنوعی: هرچند که با ناز و فریب خود مرا آزار میدهی و تیرهای عشقت به قلبم میزند، اما من از جانم به خاطر تو دفاع میکنم و تسلیم نمیشوم.
در کلبه احزان من ار دوست درآید
از وجه زری چند و ز دیده گهر آرم
هوش مصنوعی: اگر دوست به کلبه غمهایم بیاید، از رنگ طلا بر روی چهرهاش و از چشمانش جواهراتی را به نمایش میگذارم.
غیر رخ او گر مه و خورشید درآیند
من ناکسم ار هیچ کسی در نظر آرم
هوش مصنوعی: اگر جز چهره او کسی دیگر، حتی ماه و خورشید هم به ظاهر بیاید، من این را نمیپذیرم و هیچ کسی را در نظر نمیآورم.
ای باد صبا بر سر کویش گذری کن
وز آمدن آن بت سیمین خبر آرم
هوش مصنوعی: ای باد صبا! لطفا بر فراز کوی محبوب من بگذری و مرا از آمدن آن معشوق زیبا خبر داری.
گر رو بکند پیشکشش جان جهان را
قربان کنمش تا به سر ره گذر آرم
هوش مصنوعی: اگر محبوب به من توجه کند، جان و جهانم را فدای او میکنم تا بتوانم به راحتی در مسیرش قدم بگذارم.
گر زآنکه عنان سوی من خسته گراید
من دیده دشمن به سرانگشت برآرم
هوش مصنوعی: اگر امکانش باشد که توجه او به سمت من جلب شود، من در آن لحظه، مواظب هستم که دشمن را با دقت زیر نظر داشته باشم.