برگردان به زبان ساده
تا دل به غم رخت نهادم
از دیده دو جوی خون گشادم
هوش مصنوعی: وقتی که دل را به خاطر خیانت تو غمگین کردم، اشکهایم مانند دو رود خون جاری شد.
نامم چو کنند مرغ زیرک
در دام غمت از آن فتادم
هوش مصنوعی: وقتی نامم را مانند پرندهای هوشیار در دام غمت بنامند، به خاطر آن به ورطهی غم افتادم.
ما را که بسوخت آتش عشق
چون خاک بدادهای به بادم
هوش مصنوعی: آتش عشق ما را سوزانده است و تو همچون خاکی، ما را به باد سپردهای.
جانا چه کنم که مادر دهر
با مهر رخت مگر بزادم
هوش مصنوعی: عزیزم، چه کار کنم که زندگی مادرم با عشق تو به من هدیه داده شده است؟
تو با دگری نشسته خرّم
من با غم روی دوست شادم
هوش مصنوعی: تو با یکی دیگر خوش و شاد هستی، ولی من با اندوه و غم عشق تو زندگی میکنم و در کنار او شاد نیستم.
چون نیست مرا ز وصل تو کام
ناچار به هجر دل نهادم
هوش مصنوعی: وقتی که از وصال تو بهرهای ندارم، ناگزیر دل را به جدایی سپردم.
بی یاد تو نیستم زمانی
یک لحظه نمیکنی تو یادم
هوش مصنوعی: من بدون یاد تو حتی یک لحظه هم نمیتوانم بدون فکر به تو بگذرانم.
ای دوست جهان و جان نخواهم
چون از دو جهان تویی مرادم
هوش مصنوعی: ای دوست، من به دنیا و زندگی توجهی ندارم، زیرا تو هدف و مقصود من از هر دو جهان هستی.