برگردان به زبان ساده
باد صبا از من رسان نزد دلارامم سلام
دیگر ببر بعد از سلام از خسته مسکین پیام
هوش مصنوعی: باد صبا برسان به محبوب من سلامی و بعد از سلام، پیام خسته و درماندهام را هم ببر.
با او بگو ای جان و دل تا چند در هجران خود
چون طرّهٔ سرگشتهات آشفتهام داری مدام
هوش مصنوعی: به او بگو، ای جان و دل، تا کی باید در جدایی تو عذاب بکشم؟ مانند گیسوی پریشان تو همیشه بیقرارم.
بخرام در چشمم که تا جانم برآساید ز غم
تو سرو جانی سرو را در آب میباشد خرام
هوش مصنوعی: در چشمانت به زیبایی راه برو تا زمانی که جانم از غم تو آسوده شود. مانند سرو، جان من نیز در آب وجودت به صورت زیبا و باوقار است.
روز بهار و خوشدلی تا کی نشینی تنگ دل
طاوس باغ جان من برخیز و در بستان خرام
هوش مصنوعی: تا کی باید در روز بهار و شادمانی به سختی و تنگ دلی نشستهای؟ ای طاووس باغ جان من، برخیز و در باغ به آرامی حرکت کن.
تو پادشاه صورتی معنی در آن صورت نهان
زان رو منِ آشفته دل از جان تو را گشتم غلام
هوش مصنوعی: تو شاه زیبایی، ولی در آن زیبایی عمق دیگری نهفته است؛ به همین دلیل من، که دل ناآرامی دارم، از جان خود را برای تو بنده و غلام کردهام.
بازآ وزین بیشم جفا مپسند بر دل دلبرا
کاین توسن بدخوی من گشت از غم هجر تو رام
هوش مصنوعی: بازگرد و از این بیرحمیها دست بردار، زیرا دل معشوق را مشکن. این توسن پرخاشگر من به خاطر غم دوری تو آرام شده است.
دل چون به دامت اوفتاد آواز من آید که هی
این مرغ زیرک را ببین کامد به پای خود به دام
هوش مصنوعی: زمانی که دل من در دام عشق تو گرفتار شد، صدایی بلند میآید که بگوید: «این پرنده هوشیار را ببین که به پای خود به دام آمده است».
دست جفا بگشودهای جانم به غم فرسودهای
بادا جمالت در جهان با ما زمانی مستدام
هوش مصنوعی: تو با بیوفایی خود، به قلب من آسیب رساندهای و جانم از غم و اندوه خسته شده است. کاش زیبایی تو در این دنیا برای ما همیشه پایدار بماند.
شام و سحر بر یاد تو روز و شبِ عمرم گذشت
ای روی زیبای تو صبح ای زلف شبرنگ تو شام
هوش مصنوعی: عمر من در صبح و شب بر اساس یاد تو سپری شد، ای چهره زیبای تو که صبح را روشن میسازد و ای زلفهای سیاه تو که شام را تاریک میکند.