برگردان به زبان ساده
ای خیال روی تو در دیدهام
هست دایم همچو نور دیدهام
هوش مصنوعی: ای تصویر چهرهات همیشه در برابر چشمان من مانند نوری که در دیدگانم تابد، وجود دارد.
بی رخ زیبای تو در ماه و خور
ناکسم گر من در افشان دیدهام
هوش مصنوعی: بدون وجود چهره زیبای تو، من در شب و روز بدبختم، حتی اگر در آسمان چشمهای خود را باز کرده باشم.
عشق روی تو نگارا در جهان
از دل و جان و جهان بگزیدهام
هوش مصنوعی: نیازی نیست که دل و جانم را فدای جهان کنم، چون عشق تو بهقدری ارزشمند است که همه چیز را فراموش کردهام.
در سرابستان فردوس برین
بی وصال تو کی آرامیدهام
هوش مصنوعی: در دنیای خیالی و خوشی که بهشت نامیده میشود، بدون اینکه به تو برسم، هرگز آرامش پیدا نکردهام.
سرو بالایت ز ما سر میکشد
همچو بید از رشک او لرزیدهام
هوش مصنوعی: سرو زیبای تو از من بلندی میگیرد و مانند بید به خاطر حسادت او، من به لرزه درآمدهام.
گر گذر کرد او به ما چون سرو ناز
صد هزاران دردش از بر چیدهام
هوش مصنوعی: اگر او مثل یک سرو خوشفرم به ما نزدیک شود، من هزاران درد و رنج را برای او فراموش کردهام.
گر رسد بر زلف تو باد صبا
همچو مار از غبن آن پیچیدهام
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی به زلف تو برسد، مانند ماری گرفتار در پیچ و خم آن، در درد و غم عشق تو میپیچم.
بس که کردی بر من بی دل جفا
از وفای تو طمع ببریدهام
هوش مصنوعی: به خاطر سختیهایی که از جانب تو بر من رفته و بیمهریهایت، دیگر به وفاداریات امیدی ندارم.
سالها تا با غمت گرد جهان
بی سر و سامان چنین گردیدهام
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که به خاطر غمت در این دنیا بینظم و آشفته شدهام.