برگردان به زبان ساده
آنکه در عالم ثنایش کردهام
جان فدای خاک پایش کردهام
هوش مصنوعی: فردی که در دنیا او را به عنوان معشوق خود برگزیدهام، جانم را فدای خاک پایش کردهام.
من خیال روی آن زیبا نگار
در درون دیده جایش کردهام
هوش مصنوعی: من در دل خود تصویری از آن زیبای جذاب را قرار دادهام.
رای او بر خون ما گر هست و نیست
من ز جان فرمان رایش کردهام
هوش مصنوعی: اگر نظر او به خون ما باشد، برای من فرقی نمیکند؛ من جانم را برای پیروی از فرمان او فدای کردهام.
گر بداند آن نگار بی وفا
من چه سربازی برایش کردهام
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق بی وفا بداند چه زحماتی برایش کشیدهام و چه فداکاریهایی کردهام، شاید نظرش نسبت به من تغییر کند.
گر رضا بر خون ما دادهست یار
من ز جان عین رضایش کردهام
هوش مصنوعی: اگر محبوب من، راضی است که خون ما ریخته شود، من با تمام وجودم رضایت او را پذیرفتهام.
ترک عمر و جان و صبر و هوش و عقل
ای عزیزان در وفایش کردهام
هوش مصنوعی: ای عزیزان، من برای وفای شما از عمر و جان و صبر و هوش و عقل خود گذشتهام.
درد دل تا چند گویم در جهان
بس تحمّل بر جفایش کردهام
هوش مصنوعی: تا چه مدت باید از درد دلم بگویم؟ در این دنیا با ناملایماتش بسیار سازش کردهام.