برگردان به زبان ساده
من که با خاک درت خون دل آمیختهام
خون دل را ز ره دیده فرو ریختهام
هوش مصنوعی: من که با خاک در درگاه تو آمیختهام، اشکهایم را چون خون دل از چشمانم ریختهام.
به امیدی که مگر سیم وصالت یابم
خاک کوی تو به سرپنجه جان بیختهام
هوش مصنوعی: من به امید آن هستم که شاید بتوانم به عشق تو دست یابم و به همین خاطر، جان خود را بر روی خاک کوی تو فدای کردهام.
سرزنش چند کنندم که من خستهروان
روز و شب حلقهصفت بر درت آویختهام
هوش مصنوعی: چند نفر میتوانند من را سرزنش کنند که از روز تا شب با دلی خسته و ناتوان، پیوسته در کنار در تو منتظر ایستادهام؟
بوی زلفت ندهد غیر نسیم سحری
عنبر و مشک و عبیر ار به هم آمیختهام
هوش مصنوعی: تنها نسیم صبحگاهی میتواند بوی زلف تو را به مشام برساند و هیچ عطری مانند عنبر و مشک و عطر گل در هم آمیخته نمیتواند این حس را ایجاد کند.
بس حدیثی که ز چشمان تو گفتم به جهان
تا ز هر گوشه دوصد فتنه برانگیختهام
هوش مصنوعی: من صحبتهای زیادی درباره تو و چشمانت به دنیا کردهام، تا جایی که از هر طرف دوصد مشکل و آشفتگی ایجاد کردهام.
تا ز میدان فراقت که برد گوی مراد
حالیا با غم عشق تو درآویختهام
هوش مصنوعی: من در حال حاضر با غم عشق تو درگیر هستم، چون در میدان جدایی، شانس من باخت و از دست رفت.