برگردان به زبان ساده
قرار برد ز دل زلف بیقرار توام
نظر به حال جهان کن که بیقرار توام
هوش مصنوعی: عشق و وابستگی به تو مرا آرام نمیکند؛ حالا به اوضاع دنیا نگاهی بینداز که من به خاطر تو همیشه بیقرار و ناآرم هستم.
ز تشنگی به لب آمد عزیز جان چه کنم
که در فراق لب لعل آبدار توام
هوش مصنوعی: به خاطر تشنگی به شدت رسیدم، ای عزیز دل، چه کنم که در دوری از لبان زیبای تو هستم؟
اگر چو سرو روان سر کشی ز ما چه عجب
از آن که در ره عشق تو خاکسار توام
هوش مصنوعی: اگر تو همچون درخت سرو با زیبایی و قامت بلند به سمت ما بیایی، چه تعجبی دارد که من در مسیر عشق تو humble و خاکسار باشم.
ز جور دشمنم ای دوست جان رسید به لب
به غور من برس ای جان چو دوستدار توام
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستمی که از سوی دشمن تجربه کردهام، به مرز ناامیدی رسیدهام. ای جان، به من کمک کن و به عمق درد من برس، زیرا من عاشق تو هستم.
هزار بنده بوَد بهتر از منت لیکن
تویی چو گل به گلستان و من هزار توام
هوش مصنوعی: هزاران بنده و خدمتگزار بهتر از پذیرش منت دیگران هستند، اما تو چون گلی در میان گلستانی و من هزار بار شبیه تو هستم.
شبی به روی تو تشبیه کردهام مه را
خجالتیم از آن هست و شرمسار توام
هوش مصنوعی: یک شب، صورت تو را مانند ماه توصیف کردهام و از این مقایسه خجالتزده و شرمسارم.
ز بادهٔ لب لعل تو بودهام سرمست
گذشت عمر و هنوز آنکه در خمار توام
هوش مصنوعی: از نوشیدن شراب لبهای زیبای تو مست شدهام و عمرم به همین حالت گذشت، اما هنوز در عشق و مستی تو به سر میبرم.