برگردان به زبان ساده
به چشم و ابروی شوخ ای دلارام
ببردی از دلم یکباره آرام
هوش مصنوعی: تو با آن چشمها و ابروهای بازیگوش و دلربای خود، ناگهان آرامش را از دل من ربودی.
تو طعم درد هجر، آن روز دانی
که نوشی جرعهای خوناب از این جام
هوش مصنوعی: تو زمانی طعم درد جدایی را خواهی چشید که کمی از رنج و اندوه را تجربه کنی.
به شَست زلف تو پابند گشته
نمیدانم که چون باشد سرانجام
هوش مصنوعی: من به رشته موهای تو وابسته شدهام و نمیدانم سرانجام این وابستگی چه خواهد شد.
خبر داری نگارا کز هوایت
مرا شهباز دل افتاده در دام
هوش مصنوعی: ای دلآشوب من، آیا میدانی که به خاطر عشق تو، همچون پرندهای بزرگ گرفتار دام شدهام؟
بگفتم با دل آن آهوی وحشی
نگشته در جهان با هیچکس رام
هوش مصنوعی: گفتم که دل این آهو، که هیچوقت در دنیا به هیچکس تسلیم نشده، رام نخواهد شد.
مپز دیگ هوایش را که دایم
نگردد پخته کاین سودا بود خام
هوش مصنوعی: نگذار احساساتت به قدری شدید شوند که نتوانی آنها را کنترل کنی، زیرا این هیجانها ممکن است ناپخته و بیفایده باشند.
ز لعلش کام دل مشکل بیابی
چرا کان نازنین شوخیست خودکام
هوش مصنوعی: از زیبایی او به راحتی نمیتوان بهرهمند شد، زیرا آن معشوق دلبر به خودی خود بازیگوش است و به راحتی در اختیار کسی نیست.
گر آری رحمتی بر حال زارم
تو را ماند به نیکی در جهان نام
هوش مصنوعی: اگر بر حال رقتبار من رحم کنی، نام نیک تو در این دنیا جاودانه خواهد ماند.