برگردان به زبان ساده
چو بودی گر وفا بودی در آن دل
نه دل خوانم ورا کاو هست قاتل
هوش مصنوعی: اگر وفا وجود داشت، به آن دل نمیتوانم دل بگویم، زیرا او قاتل است.
قتیل عشق او گشتم خدا را
چو جان در سر کنم آنک چه حاصل
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق او به حالت بلبشویی دچار شدهام. راستی، اگر جانم را در این راه بگذارم، چه سودی خواهد داشت؟
فراقت پیش ما آسان نباشد
که کار عاشقی کاریست مشکل
هوش مصنوعی: فراق تو برای ما آسان نیست، زیرا عشق ورزیدن کار سختی است.
نظر بازان درین صورت چه دانند
که کار غرقه چون شد بر سواحل
هوش مصنوعی: نگاه کنندگان به ظاهر چیزها، نمیدانند که وقتی کسی در آب غرق میشود، اوضاع چگونه است و رسیدن به ساحل چه دشواریهایی دارد.
ز جان مهرت نخواهم کرد بیرون
که جای سرو جان ماست در دل
هوش مصنوعی: هرگز نخواهم توانست از محبت تو دل بکنم، زیرا تو در قلب من جایگاه مخصوصی داری، همانند سرو که در دل مینشیند.
سرشتهستند مهرت با گل من
که جای سرو بستانیست در گل
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو با وجود من در هم آمیخته است، مانند اینکه جایی که سرو (درخت بلند) باید باشد، در میان گلها است.
چو بندم ریزد از هم مهر رویت
نخواهد رفت بیرون از مفاصل
هوش مصنوعی: زمانی که من رابطۀ خود را با تو قطع کنم، محبت و زیبایی چهرهات هرگز از دلم نخواهد رفت.
ملامت عاشقان را کم توان کرد
نصیحت را نمیباشند قابل
هوش مصنوعی: عاشقان را سرزنش کردن نمیتواند تاثیری بر دلهایشان بگذارد، زیرا آنها به نصیحت توجهی ندارند.