برگردان به زبان ساده
ای که هستم من مهجور ز جانت مشتاق
من نه تنها، که شده جمله جهانت مشتاق
هوش مصنوعی: ای کسی که من از جانت دور هستم، علاقهام به تو تنها نیست، بلکه تمام جهان هم به تو علاقهمند شده است.
سرو با این همه سرسبزی و رعنایی او
به قد و قامت چون سرو روانت مشتاق
هوش مصنوعی: سرو با همهی زیبایی و طراوتش، به قد و قامت تو که چون سرو به نظر میرسد، دلباخته و مشتاق است.
نه که مشتاق منم بر قد چون نارونت
گشت از جان و روان سرو روانت مشتاق
هوش مصنوعی: من به اندازهای به تو علاقهمندم که اگر قامت زیبایت مانند درخت نارون از جان و دل من گذر کند، همچنان مشتاق و خواهان تو هستم.
تشنه بر آب روان بین تو که چون مشتاقست
دل غمدیدهٔ ما هست چنانت مشتاق
هوش مصنوعی: به شخصی که thirsty (تشنگی) و مشتاق است، نگاه کن. دل غمزده ما هم به اندازه او مشتاق و نیازمند است.
تنِ چون مورد ضعیفم که چو مو شد ز غمت
همچو مویت شده بر موی میانت مشتاق
تنم که چون درختچه مورد ناتوان بود، از اندوهت تکید و همچون گیسوانت مشتاقِ کمر باریکت شد.
چون سکندر دل شوریدهٔ سرگردانم
گشته بر چشمهٔ حیوان دهانت مشتاق
هوش مصنوعی: دل پریشان من مانند اسکندر، به خاطر زیباییها و جذابیتهای تو، بسیار مشتاق و نا آرام است.
گل خوش بوی که مشهور به رنگست و به بوی
شده بر روی دلارا چو روانت مشتاق
هوش مصنوعی: گلی خوشبو وجود دارد که به خاطر رنگ و بویش معروف است و باعث میشود که دلها به سویش کشیده شوند.