برگردان به زبان ساده
مرا چون خاک راهت خوار مگذار
تویی یارم مرا بی یار مگذار
هوش مصنوعی: مرا مانند خاک راهت بیارزش و بیاحترام نگذار، تو همواره یار منی و مرا بدون یار و همراه رها نکن.
اگر یاری تو با من کار ما را
به کام خاطر اغیار مگذار
هوش مصنوعی: اگر تو به من کمک کنی، نگذار که دیگران از این وضعیت بهرهبرداری کنند.
دلم دزدید زلف دلفریبت
نگهدارش بدان طرّار مگذار
هوش مصنوعی: دل من را زلف زیبا و فریبندهات دزدید، پس مواظب آن باش و نگذار که این دزدها آن را بربایند.
اگر زلفت به روی تو برآشفت
ز لعلش کن دوا بیمار مگذار
هوش مصنوعی: اگر زلفت بر رویت بیافتد، از زیباییاش برای رفع درد من استفاده کن و نگذار این بیمار رنج بکشد.
چه سرمستست چشم دلفریبت
دلم در دست آن خونخوار مگذار
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو مرا به شدت خوشحال کرده است، اما قلب من در دست آن عشق بیرحم است و نمیگذارم از آن دور شوم.
دلم مجروح شد از جور ایام
دل ما را چنین افگار مگذار
هوش مصنوعی: دلم از سختیهای زندگی آزرده شده است، امیدوارم که دل ما را اینچنین ناراحت و غمگین نگذاری.
دو زلف دلفریبت را ز خوبی
به روی خویشتن بسیار مگذار
هوش مصنوعی: دو زلف زیبای تو را به خاطر زیباییاش خیلی به روی خودت نیاور.
عزیزی دیدهام ای دیدهٔ من
ز لطفت اینچنینم خوار مگذار
هوش مصنوعی: دوستی را دیدهام ای چشم من، به خاطر لطف و محبتت، مرا اینگونه بیارزش مگذار.
گل وصل تو ای سلطان خوبان
ازین پس تو به دست خار مگذار
هوش مصنوعی: ای سلطان زیبایی، از این به بعد نگذار که گل محبت و وصالت به دست خارها و مشکلات بیفتد.