برگردان به زبان ساده
مگر صبا ز سر کوی یار میآید
که بوی سنبل گیسوی یار میآید
هوش مصنوعی: آیا وزش نسیم دلانگیز از سمت کوی محبوب میوزد که عطر گل سنبل موی او به مشام میرسد؟
مرا هوای جنون تازه میشود هر دم
که یاد سلسلهٔ موی یار میآید
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد موهای یار میافتم، حس دیوانگی و شوریدگی در من زنده میشود.
معطّرست دماغ دلم به باد سحر
از آن سبب که ازو بوی یار میآید
هوش مصنوعی: نفس صبحگاهان برای دلم خوشبو و دلانگیز است، چون بوی محبوبم را از آن حس میکنم.
روا بود که نویسم ز خون دیده و دل
جواب نامه که از سوی یار میآید
هوش مصنوعی: نوشتن پاسخ به نامهای که از طرف یار میآید، با اشک و دلخوری که در وجودم حس میکنم، بلامانع و مجاز است.
مرا ز شیوهٔ بادام و شکل پسته و گل
خیال چشم و لب و روی یار میآید
هوش مصنوعی: من از زیباییهای یار، مانند ظاهر بادام و شکل پسته و زیبایی چشمان و لبها و صورتش، شگفتانگیز میشوم.
به ماه عید نظر گر کنم حرامم باد
مرا چو یاد ز ابروی یار میآید
هوش مصنوعی: اگر به ماه عید (هلال ماه جدید) نگاه کنم، برایم حرام است، زیرا وقتی به آن نگاه میکنم، یاد ابروی معشوق به ذهنم میآید.
شکایت از غم و جور و جفای دهرم نیست
مرا جفا همه از خوی یار میآید
هوش مصنوعی: من از غم و سختیهای دنیا شکایت نمیکنم، زیرا تمام بدیها و زخمهایی که میخورم، از رفتار و ستم یارم ناشی میشود.
دلم به تیغ جفایش بخست جان و جهان
خوش است از آنکه ز بازوی یار میآید
هوش مصنوعی: دل من با وجود اینکه از جفایش آسیب دیده، آرامش دارد، چرا که محبت و قدرت یار، همه چیز را پر از شادی کرده است.