برگردان به زبان ساده
دل ستد از دستم و در پا فکند
آتش عشقش به دل ما فکند
هوش مصنوعی: دل من را گرفت و در پای خود شعلۀ عشقش را به دل ما افکند.
بانگ ز عشّاق برآمد تمام
زلف ز رخسار چو بالا فکند
هوش مصنوعی: صدای عاشقان بلند شد و همه زلفهایشان را چون که به سمت آسمان بر افراشتند، از چهرههایشان به نمایش گذاشتند.
زلف پریشان تو باز آن دلم
بردش و در بوته سودا فکند
هوش مصنوعی: موهای آشفتهات دوباره دل مرا ربود و مرا در شور و هیجان انداخت.
پرده برانداخت ز روی آفتاب
تابش اندر دل خارا فکند
هوش مصنوعی: پرده را از جلوی خورشید برداشت و نورش را در دل سنگی پراکنده کرد.
از نظرم دور نشد یک زمان
تا نظری بر من شیدا فکند
هوش مصنوعی: هیچگاه از ذهنم دور نشدی و هر لحظه منتظر هستم تا نگاهی به من بیندازی.
عشق تو بربود ز ما صبر و هوش
در دو جهان حسن تو غوغا فکند
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شد که صبر و عقل ما را برباید و زیبایی تو در دو جهان سروصدای زیادی بهپا کرده است.
دام سر زلف تو بس صید کرد
مرغ دل ما نه به تنها فکند
هوش مصنوعی: دامی که از رشتههای زلف تو درست شده، قلب ما را بسیار گرفتار کرده است و نه تنها ما را در این دام انداخته، بلکه دیگران را هم تحت تأثیر قرار داده.