برگردان به زبان ساده
دلم در شست زلفت گشت پابند
شده در بند زلفت نیک خرسند
هوش مصنوعی: دل من به زلفهای تو گرفتار شده و در این بند اسارت به خوبی راضی و خشنودم.
من دلخسته در هجرانت گویم
جفا بر عاشق دلداده تا چند
هوش مصنوعی: با دلی پر از غم در دوری تو میگویم، تا کی باید عاشق دلدادهای مانند من را آزردهخاطر کنی؟
گره بگشای از زلف زره پوش
ندارم بیش از این ای دوست در بند
هوش مصنوعی: ای دوست، دیگر بیش از این نمیتوانم در قید و بند تو باشم، پس گره موهایت را باز کن تا آزاد شوم.
ز صبرم تلخ شد کام دل ریش
بکن درمانم از لبهای چون قند
هوش مصنوعی: از صبر من، شیرینی زندگی به تلخی گراییده است، مانند گلولهای که از دل ریشهدار بیرون میآید، پس بیا و با لبهای شیرینت درمانی برای من باش.
نگارینا مرنجانم از این بیش
ستم بر بندهٔ بیچاره مپسند
هوش مصنوعی: ای معشوقه، دیگر بیشتر از این مرا آزار نده و به ستم بر این بنده ی بیچاره ادامه نده.
مرانم چون ز جانت بنده گشتم
که نتوان رفتن از پیش خداوند
هوش مصنوعی: من از آنجا که به محبت و لطف تو وابستهام نمیتوانم از پیشت دور شوم، چون به اندازه جانم به تو باختهام.
چه کردم کان جهان بینم به یکبار
درخت دوستی از بیخ برکند
هوش مصنوعی: من چه کردهام که ناگهان همه چیز را بهگونهای دیگر میبینم، مانند درخت دوستی که از ریشهاش برکنده شده است.