برگردان به زبان ساده
گِل ما را ز ازل با غم تو بسْرشتند
قصهٔ عشق تو را بر سر ما بنْوشتند
هوش مصنوعی: از آغاز آفرینش، ما را با درد و غم تو قالبگیری کردند و داستان عشق تو را بر زندگی ما حک کردند.
گرچه داری تو فراغت ز من ای جان گویی
تخم مهر تو مرا در دل و در جان کِشتند
هوش مصنوعی: هرچند که تو از من آسودهای، اما احساس میکنم بذر عشق تو در دل و جانم جوانه زده و رشد کرده است.
آه از آن مردمک چشم که بس خون ریزست
که به تیغ ستم غمزه جهانی کُشتند
هوش مصنوعی: آن زمان که نگاه زهرآگین به دنیا دوخته شده، همان مردمک چشم به طور ناخواسته سبب شده است که بسیاری به طرز فجیعی آسیب ببینند و قربانی ظلم و ستم شوند.
گرچه مشّاطهٔ حسنش به نگار آمده بود
لیک دستانْش به خون دل ما میشُستند
هوش مصنوعی: هرچند که زیبایی او به طرز زیبا و جذابی جلوه میکرد، اما دستانش مثل اینکه با درد و رنج ما آغشته شده بود.
عاشقان سر زلف تو به بوی تو هنوز
از غمت بی سر پا گِرد جهان در گشتند
هوش مصنوعی: عاشقان موهای تو هنوز به خاطر عطر تو و غم تو، بیقرار و بینوا در دنیا سرگردانند.
جامهٔ وصل تو خیاط خیالم میدوخت
دل و جان رشته به انگشت وفا میرشتند
هوش مصنوعی: خیاط خیال من در حال دوختن لباسی از وصال تو بود، در حالی که دل و جانم به رشتهای از وفا گره خورده بودند.
یک زمان بر لب کشت آی و مخور غم به جهان
که بسا ماهرخ و سرو قد اکنون خشتند
هوش مصنوعی: مدتی را در کنار زیباییها زندگی کن و از غم و اندوه دنیا دوری کن، زیرا ممکن است امروز با چهرههای زیبا و قامتهای دلانگیز مواجه شوی که دیگر تکرار نشوند.