برگردان به زبان ساده
مژده دادند دلم را که دلا یار آمد
غم مخور ای دل غمدیده که غمخوار آمد
هوش مصنوعی: دل من را به خوشحالی خبر دادند که یار به سراغم آمده است. ای دل غمگین، نگران نباش زیرا کسی که میتواند برطرفکننده غمهایت باشد، آمده است.
زآب چشم تو که سرچشمه حیوان ارزد
میوه شاخ شب وصل تو در بار آمد
هوش مصنوعی: از اشک چشمان تو که به اندازهٔ حیات موجودات ارزش دارد، میوهٔ درخت شب وصال تو به بار نشسته است.
گفتم آخر دل بیچاره هجران دیده
ناله و آه سحرگاه تو در کار آمد
هوش مصنوعی: به او گفتم که دل بیچارهام از دوری تو به تنگ آمده و در سحرگاه با ناله و آههایم، درد خود را به او نشان دادم.
از گلستان وصال تو نگارا به چه روی
زان نصیب من دلداده همه خار آمد
هوش مصنوعی: در گلستان نزدیکی و ملاقات تو، چرا به من که دل دادهام فقط بدی و سختی رسیده است؟
دل به بوی شب وصل تو به کویت بگذشت
در سر زلف تو ناگاه گرفتار آمد
هوش مصنوعی: دل من در هوای شب وصال تو به یاد کوی تو آرامش یافت، اما ناگهان در زلفهای تو گرفتار شدم.
بی تکلّف به چمن سروْ چمان از قد تست
از قد افتاد چو قدّ تو به رفتار آمد
هوش مصنوعی: بدون هیچ زحمتی، در چمن زیبایی مانند سرو قد بلند تو وجود دارد که با قد و قامت تو مطابقت دارد و حالا که قامت تو بر سرآمده است، آن نیز به زمین افتاده است.
طوطیان لال شدهستند و مکرر شده قند
تا لب لعل تو در خنده و گفتار آمد
هوش مصنوعی: پرندگان شیرینگفتار ساکت شدهاند و کلمات شیرین مانند قند دوباره تکرار میشوند، تا لبهای سرخ تو در حال خنده و مشغولیت بیفتد.
سخن تلخ تو جانا چو شکر نوشیدم
گر صدم تلخی از آن لعل شکربار آمد
هوش مصنوعی: سخنان تلخ تو برایم مانند شیرینی است که خوشایند مینمايد، حتی اگر از آن تلخی و درد نیز به من برسد.
قسمم خاک کف پای تو کاندر غم هجر
دلم از جان جهان یک سره بیزار آمد
هوش مصنوعی: من به خاک پای تو قسم میخورم که در غم جدایی تو، دلم از همه چیز و حتی از جان خودم متنفر شده است.