برگردان به زبان ساده
نسیم باد صبا از دیار ما آمد
عجب اگر نه ز پیش نگار ما آمد
هوش مصنوعی: نسیم خنک صبحگاهی از سرزمین ما به اینجا آمد؛ عجیب است که این نسیم نه از سمت محبوب ما، بلکه از جایی دیگر آمده است.
عبیر و عنبر سارا وزید در بستان
که نکهتی ز سر زلف یار ما آمد
هوش مصنوعی: بوی خوش عطر و رایحهی گل در باغ پیچیده است، زیرا نسیمی که از موهای معشوق ما میوزد، با خود عطر زیبایی را به ارمغان آورده است.
خبر به بلبل شیدا ده ای نسیم صبا
که وقت عشرت و باغ و بهار ما آمد
هوش مصنوعی: ای نسیم صبا، به بلبل عاشق خبر بده که زمان لذت و خوشی در باغ و بهار برای ما فرا رسیده است.
فغان و نالهٔ شبگیر ما به روز فراق
نگشت ضایع و روزی به کار ما آمد
هوش مصنوعی: در دل شب و در زمان فراق، نالهها و فغان ما بیاثر نمانده و روزی به کار ما آمد.
چو گل برفت ز دستم ببین که سرو روان
ز روی لطف دگر با کنار ما آمد
هوش مصنوعی: وقتی گل از دستانم رفته، ببین که با مهربانی، سرو زیبایی از طرف دیگر به کنار ما آمده است.
برون رویم به صحرا و خرّمی و نشاط
که از سفر بت چابک سوار ما آمد
هوش مصنوعی: به دشت میروم تا از شادی و نشاط لذت ببرم، زیرا از سفر، معشوق زیبای دلربا به دیدارم آمده است.
به زلف گو که پریشان چرا شدی چو دلم
مگر موافقت روزگار ما آمد
هوش مصنوعی: به زلف خود بگو که چرا اینقدر آشفته و نا منظم شده است، آیا در این شرایط، روزگار ما به هم پیوسته است؟
زآتش دل غمدیده و بلا جویم
ز دیده خون جگر در کنار ما آمد
هوش مصنوعی: از دل غمدیدهام، آتش شعلهور است و زحمت و اندوه را از چشمانم میتوان دید که اشک و درد دل به نزد ما آمده است.