برگردان به زبان ساده
یار بی جرمی ز من بیزار شد
ناگهان با دشمنانم یار شد
هوش مصنوعی: ناگهان دوست بیگناه از من دلزده شد و به دشمنانم پیوست.
مونس جانش همی پنداشتم
نام و ننگم در سر این کار شد
هوش مصنوعی: من فکر میکردم که دوست و همدم جانم، نام و اعتبارم در این کار محفوظ خواهد ماند.
زاری و افغان من سودی نداشت
چون بدیدم موجب آزار شد
هوش مصنوعی: گریه و نالههای من فایدهای نداشت، زیرا وقتی دیدم که خود باعث زحمت و آزار دیگران شدم.
دیدهام از خواب غفلت مست بود
ای دریغا این زمان بیدار شد
هوش مصنوعی: در خواب غفلت به سر میبردم و حالا که بیدار شدهام، از این وضعیت افسوس میخورم.
در میان بحر شوق از ابر چشم
دامنم مانند دریابار شد
هوش مصنوعی: در دل احساسات عمیق و عشق، از چشمانم اشکهایم مانند دریا سرازیر شد.
هر گلی کز باغ وصلش دل بچید
عاقبت در چشم بختم خار شد
هوش مصنوعی: هر گلی که از باغ وصال او چیدهام، در نهایت برای من تبدیل به خاری در چشم شد.
آخرالامر از فراق روی او
دل ز جان، جان از جهان بیزار شد
هوش مصنوعی: در پایان، به دلیل دوری از چهرهاش، دل از جان بیرون آمد و جان از دنیای مادی بیزار شد.