برگردان به زبان ساده
یارب فلک برین دل مسکین چهها نکرد
یک لحظه با مزاج خودم آشنا نکرد
هوش مصنوعی: خدایا، آسمان با این دل بیچاره چه کارها که نکرد! حتی یک لحظه هم مرا با حال و هوای خودم آشنا نکرد.
دایم ستم بود هنر و جور پیشهاش
روزی به سهو با من مسکین وفا نکرد
هوش مصنوعی: در زندگیام همواره با ظلم و ستم مواجه بودهام و زندگیام پر از مشکلات است. روزی به طور ناگهانی، با من که انسان ضعیفی هستم، رفتار نیکویی نشد و وفاداری از خود نشان نداد.
بس خون دل ز دیده فروریختم ز غم
هرگز زمانه رحم بدین مبتلا نکرد
هوش مصنوعی: من از شدت غم و اندوه، بسیار گریه کردهام و هیچگاه زمانه به حال من دلسوزی نکرده است.
بر هرکه مهر بسته شد از مهر روی دوست
ننشست تا مرا به ضرورت جدا نکرد
هوش مصنوعی: هر کسی که تحت تاثیر محبت و زیبایی چهره محبوب خود قرار گرفته، احساس آرامش و ثباتی نخواهد داشت تا وقتی که به زوری از هم جدا نشوند.
بسیار داد کام دلِ تنگ هر کسی
یک لحظه کام این دل محزون روا نکرد
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگی خود خیلی چیزها را خواسته و در عین حال دلش پر از غصه و ناراحتی بوده است، اما هیچکس نتوانسته یک لحظه هم به دل شاد او توجه کند و خوشحالی او را درک کند.
هر دم هزار درد به جان و دلم نهاد
وز لطف خویش یک سر مویش دوا نکرد
هوش مصنوعی: هر لحظه هزاران درد را به جان و دل من میریزد و از لطف خود، حتی یک سر مو از او هم درمان نمیکند.
بگذشت چون هزار نگار آن نگار من
چشمی ز روی لطف برین بینوا نکرد
هوش مصنوعی: گذشت و مانند هزاران زیبایی، آن معشوق من هرگز یک نگاه با لطف به این بیچاره نینداخت.
شاهان شوند ملتفت حال هر گدا
آخر نظر به سوی غریبان چرا نکرد
هوش مصنوعی: شاهان به حال هر گدای در حال عجز و درماندگی توجه میکنند، اما چرا به غریبان و بیگانگان توجهی نشان نمیدهند؟
هرچند جان به راه وفا دادهام ولی
آن بی وفا نگار به غیر از جفا نکرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه جانم را برای وفاداری فدای کردهام، اما آن معشوقهی بی وفا جز خیانت چیزی از خود نشان نداده است.