برگردان به زبان ساده
لب لعلت ز جهانی دل و جان میطلبد
دل و جان را چه محل هر دو جهان میطلبد
هوش مصنوعی: لب لعل تو، از دلیری و زیبایی خود، همه دلها و جانها را میطلبد و هر دو جهان برای رضایت و جذابیت تو به دنبال همدیگرند.
چون قد سرو روانت بخرامد به چمن
در نثار قدمش روح و روان میطلبد
هوش مصنوعی: زمانی که قد بلندی مثل سرو تو در باغ حرکت کند، به خاطر قدمهایش، جان و دل از شوق سرشار میشود.
بلبل جان من از شوق گل رخسارت
گل به بستان جهان نعره زنان میطلبد
هوش مصنوعی: بلبل دل من به خاطر زیبایی چهره تو، با شور و هیجان از گلهائی که در باغ هست، صدا به صدا میزند و به دنبال گل تو میگردد.
ز جفای تو نگارا دلم از جان بگرفت
همچنان دولت وصل تو به جان میطلبد
هوش مصنوعی: به خاطر بیمحلیهای تو، دل من از جانم جدا شده است، اما همچنان آرزوی وصال تو را از عمق جان دارم.
آنکه بیرون بود از حسن تو داری به جهان
دل سرگشتهٔ من در لبت آن میطلبد
هوش مصنوعی: کسی که دور از زیبایی توست، در دل سرگشته من جایی ندارد جز اینکه در لبان تو به دنبال آن میگردد.
دل من در طلب قامت رعنای تو بود
نه که در باغ جهان سرو روان میطلبد
هوش مصنوعی: دل من در پی زیبایی تو بود، نه اینکه بخواهد در باغ دنیا گلی رو به راهی جستجو کند.
چون تو را بود عنایت به سوی خسته دلان
دل بیچارهٔ ما از تو همان میطلبد
هوش مصنوعی: زمانی که تو به ما نگاه مهربانانهای داشته باشی، دل بیچاره و خسته ما فقط تو را خواستار است.