برگردان به زبان ساده
فریاد و فغان در غم هجران تو فریاد
تا چند کنی بر من دلسوخته بیداد
هوش مصنوعی: چرا تا این حد در غم دوری تو ناله میکنی؟ این همه ناله و فریاد بر دل شکستهام چه فایدهای دارد؟
تا کی غم هجران بنهی بر دل ریشم
تا کی نکنی یک شبک از وصل خودم یاد
هوش مصنوعی: تا کی باید غم جدایی را بر دل پارهپارهام تحمل کنم؟ تا کی یک شب هم از وصال تو یاد نخواهی کرد؟
یک دم نزنم بی تو تو دانی که چنین است
با آنکه نیاری ز من خسته دمی یاد
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه هم بدون تو باشم، خودت میدانی که اوضاع چطور است، با وجود اینکه تو از من خستهای و به یاری من نمیآیی.
از آتش هجران تو خاکستر محضیم
از ما که رساند به تو پیغام مگر باد
هوش مصنوعی: ما به خاطر دوری و جدایی تو از هم پاشیدهایم و در واقع هیچ چیز از ما باقی نمانده است. آیا کسی از ما توانسته پیغامی به تو برساند، مگر اینکه باد آن را به گوش تو رسانده باشد؟
این اشک که میرانمش از رخ بر مردم
با آنکه جگر گوشه بُدم از نظر افتاد
هوش مصنوعی: این اشک که از چهرهام میریزد به خاطر این است که حتی با وجود اینکه عزیزترین فردم از نظرم دور شده، نتوانستم خودم را کنترل کنم.
گر راست بپرسی سخن مهر و محبّت
با مات نبود ای بت بگزیده ز بنیاد
هوش مصنوعی: اگر به درستی بپرسی، موضوع عشق و محبت با من نیست، ای بت زیبای من که از روز نخست انتخاب شدهای.
از ماه رخان جمله جفا گشت مسلّم
گویی به جهان عادت این رسم که بنهاد
هوش مصنوعی: از زیباییهای صورتش فتنه و آسیب بر همهٔ عالم مسلّم شده است، گویی در این دنیا عادت شده است که این رفتار بیرحمانه را به راه انداختهاند.