برگردان به زبان ساده
هیچ کس در غم ایام چو من خوار مباد
اینچنین خسته جگر بی دل و بی یار مباد
هوش مصنوعی: هیچ کس نباید در غم روزگار به اندازه من حقیر و سرشکسته باشد. این چنین خسته و بیدل و بدون همراه نباشد.
چون من سوختهٔ خسته جگر هیچ کسی
در شب محنت هجر تو گرفتار مباد
هوش مصنوعی: در حالی که من در آتش دلتنگی و درد اندر فراق تو سوخته و خستهام، امیدوارم هیچ کس دیگر در این شب سخت و پر ناله دچار چنین حالی نشود.
من ز غم خوارم و غمخوار ندارم چه کنم
در ره عشق تو کس چون من غمخوار مباد
هوش مصنوعی: من از غم و اندوه در رنج هستم و کسی را ندارم که به من دلداری دهد. چه کنم در راه عشق تو، باشد که هیچکس به اندازه من در غم و اندوه نباشد.
چون بجز لطف تو ای دوست مرا یاری نیست
جز غم عشق تواَم در دو جهان کار مباد
هوش مصنوعی: ای دوست، جز مهربانی تو هیچ یاوری برای من نیست و در هیچکدام از دو جهان، جز غم عشق تو، کاری برای من نیست.
ترک مست تو بیازرد مرا دل به جفا
مکن ای دوست کسی در پی آزار مباد
هوش مصنوعی: دوست من، لطفاً با دل من بد رفتاری نکن، چرا که زیبایی تو مرا ناراحت میکند. کسی را در جستجوی آزار من قرار نده.
با سر زلف دوتای تو که چین بر چینست
نافهٔ مشک ختن در همه تاتار مباد
هوش مصنوعی: با این لبهی زیبا و پیچشدار زلف تو که همچون چین و شکن است، هیچ چیزی در دنیا به شیرینی و خوشبویی مشک ختن نمیرسد.
با وجود خط چون سنبل تر بر قمرت
در همه ملک جهان طبلهٔ عطّار مباد
هوش مصنوعی: با وجود خطی که بر پیشانیات مثل گل سنبل زیباست، در دنیا هیچ عطر و بویی بهتر از این نمیتواند وجود داشته باشد.