برگردان به زبان ساده
حکایتیست که با کس نمیتوانم گفت
حدیث عشق تو دُرّیست مینیارم سفت
هوش مصنوعی: شخصی میگوید که داستان عشق تو بسیار خاص و ارزشمند است و نمیتواند آن را با دیگران مطرح کند، زیرا فقط خود او آن را درک میکند و به همین خاطر نمیتواند به راحتی دربارهاش صحبت کند.
ز صبر طاق شدم همچو طاق ابرویت
به درد و نالهٔ هجرانت تا که گشتم جفت
هوش مصنوعی: از صبرم به پایان رسیدم مانند قوس ابرویت. به خاطر درد و نالههای دوریات، به جایی رسیدم که دیگر نتوانستم تحمل کنم.
گرم قرار نباشد به هجر نیست عجب
میان آتش سوزان بگو که یارد خفت
هوش مصنوعی: اگر قرار و وصالی در کار نباشد، نباید از جدایی تعجب کرد. در میان آتش سوزان، بگو که دوست خفته است.
به هر بلا و ستم کز غمت رسید به دل
بداد ترک سر و جان و ترک عشق نگفت
هوش مصنوعی: هر نوع مصیبت و ستمی که از غم تو به دل من رسید، من سر و جانم را فدای آن کردم و هرگز از عشق تو دست نکشیدم.
رسید خیل خیالت به مأمن دیده
به غیر صورت زیبای دوست پاک برفت
هوش مصنوعی: گروه خیالت به پناهگاه چشمانم رسید و جز چهره زیبا و دلنشین دوست هیچ چیزی نتوانست مرا مجذوب کند.
چو قامت تو نرستهست در چمن سروی
گلی چو روی تو در هیچ بوستان نشکفت
هوش مصنوعی: وقتی قامت تو در چمن مانند سرو بلند نیست، هیچ گلی مانند روی تو در بوستان نمیروید.
ز دست بیهده گو گویدم که ترکش کن
نگوید این به جهان کس حکایتیست بگفت
هوش مصنوعی: از دست بیهوده، گفتم که این کار را رها کن، اما او نگوید که این مسئله داستانی است که کسی در این دنیا به آن توجهی نکرده است.
به هر طریق که باشد نشان ضربت عشق
به هیچ روی نباشد ز مدعی بنهفت
هوش مصنوعی: به هر شکلی که باشد، نشانههای عشق هرگز نمیتواند به طور کامل از دید کسانی که ادعای عشق دارند پنهان بماند.
به تیغ غمزه و آن چشمهای مست ترا
بریز خون دل عاشقان به زار که گفت
هوش مصنوعی: با نگاهی فریبنده و جذاب، دل عاشقان را به زاری میاندازی که چه کسی چنین سخنی گفت؟