برگردان به زبان ساده
دو دیده از رخ چون آفتاب آب گرفت
ترا چو بخت من ای دوست از چه خواب گرفت
هوش مصنوعی: دو چشمانت مانند آفتاب، مرا تحت تأثیر قرار دادند و با احساساتی عمیق پر کردند. چرا خواب و آرامش از من دور شده است، مانند بخت من که گرفتار مشکلات است، ای دوست؟
چرا تو روی خود از چشم ما بپوشانی
که دیده و که شنیده که مه نقاب گرفت
هوش مصنوعی: چرا چهرهات را از نگاه ما میپوشانی؟ چه کسی دیده یا شنیده است که ماه هم دارای پردهای است؟
به لابه گفتم کامم بده از آن لب لعل
ز روی لطف مرا ساغری شراب گرفت
هوش مصنوعی: با ناله و خواهش از تو خواستم که با لبهای سرخت مرا خوشحال کنی، و از روی لطف، برایم قدحی شراب آوردی.
خیال قامت آن سرو چون نگار ببین
درون دیدهٔ ما آمد و سراب گرفت
هوش مصنوعی: تصور قامت زیبای آن سرو مثل یک نقاشی، در درون چشمان ما حضور پیدا کرد و به عنوان یک تصویر خیالی تبدیل شد.
دو زلف سرکش شوخت ز جیب تابنده
مگر ز آتش رخسار یار تاب گرفت
هوش مصنوعی: دو زلف زیبا و مجعد او در جیب تابناک من قرار دارد، آیا از آتش چهره محبوبم نوری تابان گرفته است؟
ز آهم ار بنشیند بر آینه گردی
فغان ز خلق برآید که ماهتاب گرفت
هوش مصنوعی: اگر اشکهایم بر آینه نشسته شود، ناله و lament از دل مردم بلند خواهد شد و خواهند گفت که ماه کامل را گرفته است.
به نوبهار کسی را که نیست عقل معاش
به گوشهٔ چمنی شد کنار آب گرفت
هوش مصنوعی: در بهار، فردی که دانشی دربارهٔ زندگی و تأمین معیشت ندارد، در گوشهای از چمن کنار آب نشسته است.