برگردان به زبان ساده
از سر زلفش دلم سودا گرفت
وز دو لعلش آتشی در ما گرفت
هوش مصنوعی: از زیبایی و پیچش موهای او، دلم وسوسه و آرزو پیدا کرد و از زیبایی لبهایش، آتش عشق و اشتیاقی در وجود ما شعلهور شد.
قامت آن سرو آزاد از چه روی
سایهٔ لطف از سر ما واگرفت
هوش مصنوعی: چرا آن سرو نابی که آزاد و ستودنی است، سایهی لطف و محبت خود را از بالای سر ما برداشت؟
چون بدیدم قامتش را در زمان
دل هوای آن قد و بالا گرفت
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی و قامت آن شخص را دیدم، دل و جانم به شدت مشتاق و خواهان آن قد و قواره شد.
بی گناهم لطف فرمای و مگیر
ای عزیزم بیش از این بر ما گرفت
هوش مصنوعی: من بیگناه هستم، لطف کن و بیشتر از این بر من سختی نزن، ای عزیزم.
از فریب غمزه غمّاز تو
در سر بازارها غوغا گرفت
هوش مصنوعی: با جذابیت و ناز چشمهای تو، در خیابانها و بازارها پر از هیاهو و شلوغی شده است.
در دو عالم خشک و تر باری نماند
آتش عشق رخت بالا گرفت
هوش مصنوعی: در این دنیا، چه چیزهای قابل لمس و چه غیرقابل لمس، هیچ چیزی باقی نمیماند زمانی که آتش عشق تو شعلهور شود.
روز و شب با وصل او آسودهام
تا خیالش در دو چشمم جا گرفت
هوش مصنوعی: من روز و شب در کنار او راحت و آرام هستم، تا زمانی که تصویر او در چشمانم جا دارد.
دل برفت از دستم و جایش خوشست
زآنکه در زلف بتان مأوا گرفت
هوش مصنوعی: دل از دستم رفت و جایش خوب است چونکه در زلف معشوقان جای گرفته است.
بس که باریدم به هجران آب چشم
سر به سر روی جهان دریا گرفت
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی و اشکم، به شدت باریدم و به طوری که تمام زمین پر از آب شد و مانند دریا شد.