برگردان به زبان ساده
تا از بر من آن صنم گل عذار رفت
چون زلف بی قرار وی [از] من قرار رفت
هوش مصنوعی: زمانی که آن معشوق زیبا با چهره گلگون از پیش من رفت، آرامش من هم که شبیه زلفش بیقراری است، از من رفت.
مستغرقم به بحر غم اندر فراق تو
زان رو کهم از دو دیده بت غمگسار رفت
هوش مصنوعی: در دریای غم به خاطر دوری تو غرق شدهام، به همین دلیل کم از دو چشم، بت غمگسار رفته است.
دیگر به سرو و گل نکنم التفات هیچ
چون سرو نازم از طرف جویبار رفت
هوش مصنوعی: دیگر به درخت و گل توجهی نخواهم داشت، چون کسی که مانند سرو زیبا و دلربا است از کنار من دور شده است.
پایم بماند در گل حسرت چو سرو ناز
در بر نیامد او و ز دستم نگار رفت
هوش مصنوعی: پایم در گل حسرت ماند مانند سرو ناز، زیرا او نیامد و عشق من نیز از دستم رفت.
از دست رفت یارم و در دل بماند درد
یک گل نچیده در جگرم نوک خار رفت
هوش مصنوعی: یارم را از دست دادم و در دلم درد و غم او باقی ماند، مانند گل نچیدهای که در وجودم مثل یک خار نشسته است.
مست شبانه بودم و مخمور روز هجر
از بادهٔ وصال نگارم خمار رفت
هوش مصنوعی: در شب مست و سرمست بودم، اما در روز جدایی از معشوق، به خاطر نوشیدنی عشق او، حال و روزم خراب شده است.
تا دیده در جهان بگشادم به روی دوست
از دیدن رخش دل و دستم ز کار رفت
هوش مصنوعی: وقتی که چشم به جمال محبوب گشودم، از زیباییاش دل و دست از کار افتادند.