برگردان به زبان ساده
راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
شرم از چشم بنی آدم برفت
هوش مصنوعی: به صراحت بگویم که مروت و جوانمردی از دنیا رخت بربسته و شرم و حیا از چشمان مردم رفته است.
هم کم و بیشی وفا در خلق بود
آن نشد بیش این زمان و کم برفت
هوش مصنوعی: وفای مردم همیشه به مقدار کم و زیاد وجود داشته است، اما در این زمان نه بیشتر شده و نه کمتر میشود.
همدمم غم بود اندر هجر تو
شکر کز وصل تواَم همدم برفت
هوش مصنوعی: در دوری تو تنها غم و اندوه همراهم بود، زیرا اکنون که به وصالت رسیدم، آن اندوه و غم از میان رفت.
ای بسا دردی که بودم از غمت
یافتم وصل ترا دردم برفت
هوش مصنوعی: بسیاری از دردهایی که به خاطر عشق و غم تو تحمل کردم، اکنون با رسیدن به تو و وصالات، برطرف شدهاند.
آمد امّا پیش ما ننشست دوست
پرسشی فرمود و هم در دم برفت
هوش مصنوعی: دوست به ما آمد اما نزد ما نماند. سوالی پرسید و سپس دردی که داشتم، از بین رفت.
از فراقش باز بر خاکم نشاند
در غمش از دیدهٔ ما دم برفت
هوش مصنوعی: از دوری او دوباره بر زمین نشستم و در غمش اشک من بیخبر بر زمین ریخت.
آفتاب روز وصلش باز شد
بار دیگر از جهان شبنم برفت
هوش مصنوعی: خورشید دوباره در روز وصال او تابید و شبنم جهان ناپدید شد.