برگردان به زبان ساده
دلبر دلم ببرد و غم حال ما نداشت
وز جور شحنهای چو غمش بر دلم گماشت
هوش مصنوعی: محبوب من دلم را برد و به حال ما توجهی نکرد و از ظلم و بیعدالتیی که بر من روا داشت، غمش را بر دلم گذاشت.
بگزید دلبری و بپیچید سر ز ما
شرم و حیا ز روی من خسته دل نداشت
هوش مصنوعی: یک دلبر زیبا را برگزید و از ما که خسته و دلbroken هستیم، رو برگرداند و شرم و حیا از روی ما نداشت.
نقّاش روزگار همه صورت رخت
گویی درون دیدهٔ مهجور ما نگاشت
هوش مصنوعی: هنرمند زمان همه ویژگیهای چهرهات را گویی در دل چشمهای دورافتاده ما به ثبت رسانده است.
در باغ چون رخ تو بگو کی گلی شکفت
با قدّ تو کدام سهی سرو سرفراشت
هوش مصنوعی: در باغ، هنگامی که چهره تو را میبینم، از خودم میپرسم که چه زمانی گلی به زیبایی تو شکوفا شده و کدام درخت سرو به بلندای قامت تو ایستاده است.
نرگس چو دید قد بلندت ز سیم و زر
کرد او نثار مقدم وصل تو هرچه داشت
هوش مصنوعی: نرگس وقتی قد بلند تو را دید، تمام آنچه داشت را به پای تو نثار کرد.
بگذشت و حال زار جهان دید و همچنان
ما را میان بحر غم و غصّه واگذاشت
هوش مصنوعی: زمان گذشت و او حال خراب و غمانگیز دنیا را مشاهده کرد، اما همچنان ما را در میان دریاهای اندوه و ناراحتی رها کرد.
عشقش برون نمیرودم از دل و دماغ
گویی که تخم مهر خود اندر جهان بکاشت
هوش مصنوعی: عشق او از قلب و ذهنم نمیرود، انگار که دانهی محبتش را در جهان افکنده است.