برگردان به زبان ساده
دل دیوانهٔ من در غم تو شیداییست
دیده در کوی خیال تو جهان پیماییست
هوش مصنوعی: دل بیتاب من در اندوه تو دیوانهوار میرقصد و چشمانم در خیابان خیال تو همچون مسافری در پی دنیایی جدید در حال گشت و گذار است.
دل ربودی و به جان نیز طمع میداری
راستی با تو چه گوییم که خوش یغماییست
هوش مصنوعی: دل را از ما گرفتی و اکنون به جان ما نیز چشم دوختهای. راستش را بخواهی، نمیدانیم با تو چه بگوییم زیرا تو در دزدی دل بسیار ماهری.
دل من در خم گیسوت گرفتار شدهست
مگرش با سر و زلف تو دگر سوداییست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیباییهای گیسوی تو به شدت درگیر شده است، آیا عاشق دیگری هم در سر و زلف تو وجود دارد؟
لعل دلجوی تو را حلقه به گوشیست مگر
سنبل زلف تو را مشک سیه لالاییست
هوش مصنوعی: حلقهای که در گوش دوست دلانگیز توست، همچون زینتی است. آیا گیسوی تو چیزی شبیه مشک سیاه است که به آن رایحهای زیبا میدهد؟
گر دلت آب روان جوید و جایی روشن
طرف دیدهٔ ما جوی که روشن جاییست
هوش مصنوعی: اگر دلت به دنبال آرامش و روشنی است، به سمت ما بیا که جایی روشن و دلپذیر داریم.
خلق گویند که ترک غم آن ترک بگوی
چون کنم ترک چنان ترک که بی همتاییست
هوش مصنوعی: مردم میگویند که باید از غم رهایی یابم، اما نمیدانند چگونه میتوانم از چنین غمی که شگفتانگیز و بینظیر است، جدا شوم.
گر من افتادهٔ بالای تو گشتم غم نیست
هر نشیبی که تو بینی عقبش بالاییست
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر تو به سرنگونی دچار شدم، نگران نباش؛ زیرا هر دلشکستگی که تو تجربه میکنی، پس از آن اوج بلندی در پی خواهد داشت.
خون دل ریخت به نوک مژهام ترک خطا
می کند عربده با من به جهان رسواییست
هوش مصنوعی: عشق و درد در دل من باعث شده تا احساساتم در چشمانم نمایان شود و هر بار که به دلتنگی مینگرم، فریادهای دلشکستهام فاش میشود. در این دنیا، رسوایی و غمبارهای وجود دارد که ما را احاطه کرده است.
روضهٔ جان جهان خاک سر کوی تو باد
ای که از کوی تو فردوس برین مأواییست
هوش مصنوعی: محل زندگی و آرامش جان و دل من، خاک درب خانه توست، ای کسی که به خاطر تو، بهشت برین جایگاه و سکونت مختصری است.