برگردان به زبان ساده
بیا که بی تو مرا هیچ زندگانی نیست
به هجر لذّت عمری چنانچه دانی نیست
هوش مصنوعی: بیا که بدون تو اصلاً زندگی برایم معنا ندارد و زندگی در دوری تو برایم هیچ لذتی ندارد، همانطور که میدانی.
مدار ماهِ رخ از من دریغ در شب تار
که بی حضور تواَم هیچ زندگانی نیست
هوش مصنوعی: در شب تار، از ماه رخ تو دوری نکن، چون بدون حضور تو زندگی برای من بیمعناست.
مرا به روز غمت رنگ زعفرانی هست
به روی دل بجز از اشک ارغوانی نیست
هوش مصنوعی: در روز غم تو، چهرهام رنگ زعفران دارد و به جز اشکهایی که مانند ارغوان هستند، چیزی دیگر در دل ندارم.
چو چشم دوست شدم ناتوان به غورم رس
چرا که هیچ عجبتر ز ناتوانی نیست
هوش مصنوعی: وقتی که چشمان محبوبم را دیدم، احساس ضعف و ناتوانی در خودم کردم. در واقع، هیچ چیزی عجيبتر از ناتوانی نیست.
به باد رفت مرا عمر در تکاپویت
گذشت عمر و مرا قوّت جوانی نیست
هوش مصنوعی: زندگیام به سرعت سپری شد و در پی تو بودم. حالا دیگر آن نیروی جوانی را ندارم.
به جان و دل متعطّش به خاک پای تواَم
به سر به بندگی آیم اگر گرانی نیست
هوش مصنوعی: من با تمام وجود و احساس نیاز به خاک پای تو هستم و اگر سختی و دشواری وجود نداشته باشد، با تمام وجود به خدمتت خواهم آمد.
به سرو گفتم در باغ حامی گل باش
بگفت کار قدم غیر پاسبانی نیست
هوش مصنوعی: به سرو گفتم که در باغ از گلها محافظت کن، اما او پاسخ داد که کار من فقط پاسبانی از گلها نیست و وظایفی دیگر دارم.
بگفتمش به مه ای مه که صورتش برکش
جواب داد که این کار حدّ مانی نیست
هوش مصنوعی: به او گفتم ای ماه، که صورت زیبایت را نشان بده. او پاسخ داد که این کار به شدت دشوار است.
اگر تو وصل مرا خواهی ای عزیز به جان
مضایقه نتوان کرد رایگانی نیست
هوش مصنوعی: اگر تو میخواهی که به من وصل شوی، ای عزیز، باید بدان که این کار بدون تلاش و دردسر نیست و هیچ چیز رایگان نیست.
ز غصّه خوردن ما هیچ برنیاید کار
حذر جهان ز قضاهای آسمانی نیست
هوش مصنوعی: از غصه خوردن ما هیچ فایدهای برای رفع مشکلات به وجود نمیآید؛ چرا که حذر کردن از تقدیرهای الهی ممکن نیست.