برگردان به زبان ساده
بر من خسته ز هجران چه جفاهاست که نیست
بر دل من ز فراقت چه بلاهاست که نیست
هوش مصنوعی: بر من که از دوری تو خستهام، چه ستمهایی که بر من میرود و چقدر درد و رنجی که از جداییات تحمل میکنم!
چشم سرمست تو ترک است و خطایی باشد
با من خستهاش ای جان چه خطاهاست که نیست
هوش مصنوعی: چشم پرشور و شوق تو مانند یک نشانه ترک خورده است و اگر هم ایرادی بر من خسته بگذاری، ای دل، چه ایراداتی وجود دارد که در این دنیا نمیتوان یافت؟
چه وفاها که نکردم به غم عشق و ز تو
به من دلشده آخر چه جفاهاست که نیست
هوش مصنوعی: من به خاطر غم عشق وفاهای زیادی کردم و حالا از تو انتظار دارم که کمترین جفا را در حق من روا نداشته باشی.
در صبوح رخ و در شام سر زلف بتان
وز دهان من مسکین چه دعاهاست که نیست
هوش مصنوعی: در صبحگاه چهره زیبا و در عصر، موهای زیبای معشوقان خود را میبینم، اما از دهان من، که در وضعیت ناگواری قرار دارم، دعاهایی وجود دارند که برآورده نمیشوند.
چه بگویم که در اوصاف گل رخسارت
بلبلان را به زبان در، چه ثناهاست که نیست
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه توصیف کنم زیبایی چهرهات را که بلبلان زیبا و پرحرف هم نتوانند به اندازهی شایستهای دربارهاش صحبت کنند.
چه جفاهاست که بر من نرسید از غم تو
در دل غم زدهٔ ما چه وفاهاست که نیست
هوش مصنوعی: چه ظلمی است که از غم تو، حتی یک ذره هم به من نرسیده است، و چه بیوفایی است که در دل من پر از غم، هیچ نشانهای از محبت تو نیست.
در هوایت ز هوس گرد جهان میگردم
در سر من ز وصالت چه هواهاست که نیست
هوش مصنوعی: در آرزوی تو، دور دنیا را میگردم و در ذهنم به خاطر وصالت، چه تمایلات و خواستههایی وجود دارد که هیچکدام نیستند.