برگردان به زبان ساده
تا مرا دیده ز دیدار تو مهجور شدهست
بی تکلف دلم از درد تو مهجور شدهست
هوش مصنوعی: چشمم از دیدن تو محروم شده و به همین خاطر دل من بیتکلف و بدون هیچ زحمتی از درد تو دور مانده است.
تا برفتی ز برم ای بت بگزیدهٔ من
صبر و آرام و قرار از دل ما دور شدهست
هوش مصنوعی: وقتی تو از کنارم رفتی، ای دلبر محبوب من، صبر و آرامش از دل ما رخت بربسته و دیگر در وجودمان جایی ندارد.
دل برفت از بر من تا تو برفتی ز برم
وین زمان همنفس آن مه منظور شدهست
هوش مصنوعی: دل من از وقتی که تو از کنارم رفتی، کمکم حس و حال خود را از دست داد. اکنون هم که آن ماه زیبای تو در نظر من است و به یاد تو هستم.
نرگس شوخ ورا بین که چه شور انگیزست
مست بودهست و ببین باز چه مخمور شدهست
هوش مصنوعی: به شکلی زیبا نرگس را نگاه کن، او به اندازهای دلربا و شگفتانگیز است که در حال خواب و مستی به سر میبرد و حالا ببین که دوباره چطور غرق در مستی شده است.
شمع و کاشانهٔ جانی و جهانی دانم
بی فروغ رخ زیبای تو بی نور شدهست
هوش مصنوعی: شمع و خانهی جان من و دنیا بدون روشنی چهرهی زیبا و درخشان تو، تاریک و بینور شده است.
تا به من خیل خیال تو مظفّر گشتهست
لشکر عشق تو بر دل همه منصور شدهست
هوش مصنوعی: تصور تو برای من مانند سپاهی است که عشق تو دل همه را فتح کرده و آنها را سرشار از آن کرده است.
شهد شیرین لب او که دوای دل ماست
نیک بنگر که ز آمد شد زنبور شدهست
هوش مصنوعی: شیرینی لب او مانند شهدی است که برای دلهای ما درمانی است. خوب نگاه کن که زنبور به خاطر این شهد به اینجا آمده است.
شاهباز دل سرگشته که گردد به جهان
باز پیش غم عشق تو چو عصفور شدهست
هوش مصنوعی: پرنده بزرگ و پرتوانی که دلش گمگشته است، در این جهان چگونه میتواند به پرواز درآید؟ در پیش عشق تو، همچون پرندهای کوچک و بیحرکت شده است.
وصف رخسار ترا من نتوانم گفتن
نازنینا به جهان حسن تو منشور شدهست
هوش مصنوعی: من نمیتوانم زیبایی چهرهات را به زبان بیاورم، ای نازنین؛ زیبایی تو به قدری درخشنده است که در تمام جهان شناخته شده است.