برگردان به زبان ساده
چرا به ترک جفا دلبرا نمیگویی
چرا رخ دلم از خون دیده میشویی
هوش مصنوعی: چرا به معشوقهام نمیگویی که چرا با بیرحمیاش دل مرا میشکند و حالا چهرهام را با اشکهای رققق خودم پر میکنم؟
به جان رسید دل من ز جورت ای دلبر
تو تا به کی کنی این سرکشی و بدخویی
هوش مصنوعی: دل من به شدت از رفتارهای بد و سرکشی تو ناراحت و آزرده شده است. تا کی میخواهی اینطور بیمحابا و با بیاحترامی با من رفتار کنی؟
مرا ز درد غمت جوی خون روَد از چشم
بگو که از من خستهجگر چه میجویی
هوش مصنوعی: از شدت اندوه تو، اشکهایم مانند رود در میآید. بگو که از من، که به شدت در عذابم، چه انتظاری داری؟
بیا به چشمه چشمم نشین که هر ساعت
تو در سراب دو چشمم چو سرو میپویی
هوش مصنوعی: بیا کنار چشمانم نشین که هر لحظه تو در خواب و خیالات من مثل درختی زیبا و قد افراشته در حال حرکت هستی.
دلا تو تا به کی آخر ز تاب چوگانش
به سر دوان شده و بیقرار چون گویی
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی میخواهی در آتش عشق او بسوزی و بیتاب و قرار باشی، گویی که این حالت برای تو عادی شده است؟
رقیب گفت برو ترک عشق دوست بکن
رقیب بیهدهگو را بگو چه میگویی
هوش مصنوعی: رقیب به من گفت که عشق به دوست را فراموش کن، اما من به او پاسخ میدهم که تو بیدلیل صحبت میکنی و حرفهایت ارزش ندارد.
مرا سریست فدای ره وفا کردم
نگار من تو چرا اینچنین جفاجویی
هوش مصنوعی: من برای عشق و وفا به تو، سر خود را فدای راهم کردم. اما تو چرا اینقدر با من بیرحمی و سختگیری میکنی؟