برگردان به زبان ساده
تا کی بود دو چشمت در عین دلربایی
وآنگه کند ز پیشم او میل بر جدایی
هوش مصنوعی: چقدر میتوانم به زیبایی چشمانت خیره شوم و از دلرباییات لذت ببرم، در حالی که ناگهان به جدایی از من فکر میکنی.
دردست در دل من باشد علاج وصلش
بر من ترحّمی کن چون درد را دوایی
هوش مصنوعی: در دل من درد و رنجی وجود دارد و تنها در صورتی که به من رحم کنی و به وصل خودت برسانی، میتوانم به درمان این درد برسم.
طاقم ز صبر جانا طاقت نماند یارا
دوری مجو ز پیشم چون نور چشم مایی
هوش مصنوعی: صبر و طاقت من در انتظار تو تمام شده است. دوست عزیز، دوری از تو را تحمل نکن، زیرا تو نوردهندهی چشم من هستی.
ای سرو راست قامت تا کی کنم قیامت
از روی لطف خواهم روزی ز در درآیی
هوش مصنوعی: ای سرو بلند و با وقار، تا کی میخواهی با زیباییات دلم را بیتاب کنی؟ من آرزو دارم یک روز با محبت و لطف تو، به دیدارم بیایی.
گر یک نظر به حالم اندازی ای پری روی
ای نور هر دو دیده لطفی بود خدایی
هوش مصنوعی: اگر یک نگاه به حال من بیندازی، ای زیبای پریچهره، ای نور چشمها؛ بر من لطفی از جانب خدا خواهد بود.
تو پادشاه حسنی بر حال ما نظر کن
در کوی شاه ما را رسمی بود گدایی
هوش مصنوعی: ای پادشاه خوبان، بر حال ما توجه کن، زیرا در محلهی شاه خود، ما رسم و آیینی داریم که گدایی کنیم.