برگردان به زبان ساده
گذشت حسن نگارم ز حد زیبایی
نماند در دل تنگم از آن شکیبایی
هوش مصنوعی: چهره دلفریب محبوبم از حد زیبایی فراتر رفته است و از شدت شگفتی دیگر در دل تنگم جایی برای تحمل باقی نمانده است.
بتیست گل رخ مه روی لیک بد مهرست
به سان ماه، رخش شب رُویست هر جایی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی چهرهاش مانند گل و ماه است، اما شخصیتش مثل آفتابی است که بر شب سایه میافکند، بنابراین زیبایی ظاهریاش در هر مکانی جلوهگر است.
چو سرو بر لب جویست رُسته بر دل ما
نشسته بر سر راهیم تا تو باز آیی
هوش مصنوعی: مانند سروی که بر لبهی جوی ایستاده، در دل ما نشستهایم و بر سر راه تو منتظریم تا دوباره برگردی.
ستمگرا مکن این جور بر من مهجور
که نیستم پس از این بر جفا توانایی
هوش مصنوعی: ای ستمگر، این گونه با من رفتار نکن، چون دیگر تاب و توان تحمل جفا را ندارم.
ز دست جور و جفایت جهان و ملک جهان
خراب گشت تو را واجبست دارایی
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و آسیبهایی که از تو دیدم، دنیا و سلطنت از هم پاشیده شد. بر تو لازم است که ثروتی داشته باشی.
به شکر آنکه بدین شاد و من شکسته دلم
نظر به جانب این خسته کن خدارایی
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو شاد و خوشحالی، دل شکستهام را به سمت تو که خسته هستی، مینگرم.