برگردان به زبان ساده
تا دلم با غم روی تو به شادی بنشست
جان فدا کرد جهان وز همه عالم وارست
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلم با اندوهی که به خاطر تو دارم، به آرامش رسید، جانم را فدای این جهان کردم و از همه موجودات، تو را برگزیدم.
هیچ امیدم صنما بر شب هشیاری نیست
که شدم مست می عشق تو از روز الست
هوش مصنوعی: هیچ امیدی به بیداری و هشیاریام ندارم، زیرا از روز آغازین عشق تو، مست و سرمست شدم.
غمزهات دوش چنین گفت که کامت بدهم
بخشش مست بود نیک ولی دست به دست
هوش مصنوعی: چشمک تو دیشب به من گفت که میخواهم خواستهات را برآورده کنم. دل خوش بود و در حال مستی بود، اما این کار را به سادگی نمیتوان انجام داد.
لطف تو بنده نوازست ولیکن کرمت
از چه رو بر من بیچاره درِ وصل ببست
هوش مصنوعی: محبت تو به من فراوان است، اما نمیدانم چرا بخششهایت مانع وصل من به تو میشود.
تا به کی ناوک دلدوز زنی بر دل من
ای دل و دیده نگویی تو از این غمزهٔ مست
هوش مصنوعی: تا کی باید قلب و دلم را با تیرهای زهرآگین خود بزنیش، ای دل و ای چشمانم، تو هیچ از این شیطنت و نازگویی صحبت نمیکنی؟
تا تو برخاستهای از سر عهدم صنما
گوییا مهر رخت در دل و جانم بنشست
هوش مصنوعی: وقتی تو از عهد و پیمان خود برخاستی، انگار که عشق و زیبایی تو در دل و جانم جاودانه شده است.
گرچه بگسست مرا عهد و ز مهرم ببرید
رشتهٔ مهر وی از دل نتوانم بگسست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او از من جدا شده و رابطهام با او قطع شده، اما محبت او از دل من هرگز پاک نمیشود.