برگردان به زبان ساده
صبا حال دلم را نیک دانی
به کوی دوست رو یک شب نهانی
هوش مصنوعی: باد صبا، خوب میدانی که حال و احوال دل من چطور است؛ به کوی دوست برو و یک شب به آرامی و بیخبر از دیگران، آنجا باش.
بگو حال دلم با آن ستمگر
ز روی لطف و دانم میتوانی
هوش مصنوعی: بگو حال دلم را به آن ظالم، به خاطر لطفش، میدانم که میتوانی بفهمی.
بگویش ای بت سنگین دل من
چرا با ما چنین نامهربانی
هوش مصنوعی: به او بگو، ای معشوق ستمگر من، چرا اینقدر با ما بیمحبت و سردی؟
نیارم کرد عشقت آشکارا
تو باری پرسشی میکن نهانی
هوش مصنوعی: عشقت باعث شده که نتوانم خود را در معرض دید قرار دهم. ای کاش یک بار به طور غیر مستقیم از من سوالی میپرسیدی.
دلت در جای دیگر پای بندست
مرا میداری ای دلبر زبانی
هوش مصنوعی: دل تو به فکر کسی دیگر است، اما تو هنوز به من توجه داری، ای محبوب.
بیا تا در برت گیرم خدا را
که دل را جانی و جان را روانی
هوش مصنوعی: بیا تا در آغوش تو خدا را در آغوش بگیرم، زیرا دل من جانی دارد و جان من روحی دارد.
به باغ جان ما بخرام چون سرو
مگر کز درد هجرم وارهانی
هوش مصنوعی: به باغ دل ما بیا و همچون درخت سرو با زیبایی و آرامش حرکت کن، شاید که با حضورت من را از درد و رنج جدایی رهایی بخشی.
اگر هجران چنین خواهد گذشتن
مرا دیگر نشاید زندگانی
هوش مصنوعی: اگر جدایی به همین شکل ادامه پیدا کند، دیگر زندگی برای من قابل تحمل نخواهد بود.
وصال تو شبی ای نور دیده
مرا خوشتر ز عمر جاودانی
هوش مصنوعی: دیدار تو برای من در شب، از عمر ابدی نیز دلپذیرتر است.
چو گل داغ فراقت نیست بر جان
به باغ جان ما سرو روانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که درد جداییات مانند گل بر جان ما نرسته، در دل باغ وجودمان روحی سرزنده و شاداب است.
مگردان سر ز ما ای سرو آزاد
اگرچه شیوهها را نیک دانی
هوش مصنوعی: ای سرو آزاد، تو از ما غافل مشو و نگردان سر به سوی دیگری، هرچند که تو راه و شیوههای خوب را به خوبی میدانی.
چو جان مهر تو در دل هست ما را
وصال تست عین کامرانی
هوش مصنوعی: وقتی که عشق و محبت تو در دل ما وجود دارد، وصالت تو نشانهای از خوشبختی و سعادت ما است.
به هر عودی که بر ما آید از تو
مسوز ای بیوفا جان و جهانی
هوش مصنوعی: هر مشکلی که برای ما پیش بیاید، ای بیوفا جان و جهان، تو را سرزنش نخواهم کرد.