برگردان به زبان ساده
دلی ز دست بدادم ز روی نادانی
ز دست جور تو خوردم بسی پشیمانی
هوش مصنوعی: من به خاطر نادانی، عشقی را که داشتم از دست دادم و به خاطر بدیها و ظلم تو، بارها پشیمان شدم.
بریختی به ستم خون دل ز دیدهٔ ما
کنون به گردن تو خون ماست تا دانی
هوش مصنوعی: از چشمان ما به خاطر دلتنگی و غم، اشکهایی ریخته شده و اکنون این اشکها به گردن تو است تا بدانی چه بر ما گذشته است.
اگرچه دادن جان مشکلست در هجران
تو رخ نمای که تا جان دهم به آسانی
هوش مصنوعی: هرچند فدای جان کردن در دوری تو کار سختی است، اما اگر تو نمایان شوی، من با کمال میل جانم را فدای تو میکنم.
اگر کشند به چین صورت نگار به دست
بگو که صورت جان کی کشد چنین مانی
هوش مصنوعی: اگر در چین چهره زیبایی را به قتل برسانند، باید بگویی که جان کیست که اینگونه زیبا زندگی میکند.
خیال دوست درآمد به دیده میگفتم
اگرچه هست خیالم به دوست میمانی
هوش مصنوعی: تصور دوست در چشمانم نمایان شد و به خودم گفتم هرچند که این تنها خیال است، اما دوستم همیشه با من خواهد ماند.
مرا ز روی تو زین بیش صبر و طاقت نیست
بیا که بر دل پر درد من تو درمانی
هوش مصنوعی: من دیگر از روی تو تحملی نداشته و طاقت ندارم، بیا که تو داروی دردهای دل من هستی.
بیا و چاره کار جهان بجوی به لطف
وگرنه هم به غم حال خویش درمانی
هوش مصنوعی: بیا و به دنبال راه حلی برای مشکلات زندگی باش، به مهربانی و لطف، وگرنه در دل غم و اندوه خودت درمانی نخواهی یافت.