برگردان به زبان ساده
همچون قلم نگارا چندم به سر دوانی
چندم به تیغ هجران از پیش خود برانی
هوش مصنوعی: مثل قلمی که در دست هنرمند میچرخد، تو چقدر میگردی و دلتنگی؟ چرا با تیغ جدایی، آنچه را دوست داری از خود دور میکنی؟
من بر سر وفایم تو بر سر جفایی
چندانکه من بر اینم تو سنگدل بر آنی
هوش مصنوعی: من به وعدههایم پایبندم، ولی تو به خیانتهای خود ادامه میدهی. همانطور که من به این وفا متعهد هستم، تو با بیمهریات مقابله میکنی.
تو راحت روانی تو آرزوی جانی
تو شهره زمینی تو طرفه زمانی
هوش مصنوعی: تو روحی آرامی و آرزوی زندگی برای دیگران هستی، در دنیا شناخته شدهای و خاص و بینظیری در زمان خود.
من بندهٔ ضعیفم سرگشتهٔ اسیرم
گر رحم مینمایی ور میکشی تو دانی
هوش مصنوعی: من انسان ضعیف و سرگردان و در بند احساسات و وضعیت خود هستم. اگر به من رحم کنی، باید بدانی که چه حالتی دارم و اگر هم مرا رها کنی، خودت بهتر میدانی چطور با این وضعیت کنار بیایم.
جان من از فراقت بر لب رسیده جانا
در من نظر کن آخر روزی اگر توانی
هوش مصنوعی: عزیزم، جان من از دوری تو به لب رسیده است. لطفا به من نگاه کن، شاید روزی بتوانی به من نزدیک شوی.
یاقوت دُرفشانت تا بست لعل شکّر
بشکست از لطافت بازار لعل کانی
هوش مصنوعی: وقتی که یاقوت درخشان تو به زیبایی خود جلوه میکند، لعلهای شیرین و لطیف نیز به دلیل لطافت و زیبایی ویژهای که دارند، شکسته میشوند و تحت تأثیر قرار میگیرند.
دانم که رحمت آید بر محنت جهانت
گر از سر حقیقت حال جهان بدانی
هوش مصنوعی: میدانم که اگر واقعیتهای زندگی را بشناسی، رحمت و یاری به تو در زمانی که با سختیها و مشکلات مواجه هستی، خواهد رسید.