برگردان به زبان ساده
تا کی ز سر زلف تو ما را ننوازی
در بوته عشقم چو زر و سیم گدازی
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی از زیباییهای خود ما را محروم کنی؟ در عشق من به تو، مانند زر و سیم در آتش، ذوب میشویم و نابود میشویم.
ای باد برو حال دل خسته هجران
بر دوست بده عرضه که تو محرم رازی
هوش مصنوعی: ای باد، برو و حال دل آزردهای که در فراق دوست دارم را به او برسان، که تو به این راز آشنا هستی.
رازیست درین دل که تو دانی به حقیقت
کز بنده نیازست و ز تو بنده نوازی
هوش مصنوعی: در دل من رازی وجود دارد که تنها تو میدانی. این راز نشان میدهد که من به محبت و توجه تو نیاز دارم و تو هم لطف و محبت خود را به من میکنی.
مجروح شدم دل ز جفا و ستم چرخ
آخر تو چرا مرهم این ریش نسازی
هوش مصنوعی: دل من از درد و ظلم روزگار زخمی شده است، چرا هیچ تدبیری برای ترمیم این زخمها نمیندیشی؟
سرو ار چه بود راست چو چوبی بدنست او
تشبیه به قدّت نتوان کرد به بازی
هوش مصنوعی: سرو هرچه راست و زیبا باشد، در واقع مانند چوبی بیروح است. نمیتوان قامت او را به هیچ بازی زیبایی تشبیه کرد.
با سرو دلم گفت که دیدی قد او را
در ملک جهان گرچه تو در کوی مجازی
هوش مصنوعی: با قامت زیبا و دلفریبش، به من گفت که آیا زیبایی و وقار او را در دنیا دیدی، حتی اگر تو در دنیایی غیرواقعی و مجازی زندگی کنی؟