برگردان به زبان ساده
چه خوش بادیست باد نوبهاری
مگر کز زلف آن سیمین نگاری
هوش مصنوعی: باد نوبهاری خیلی خوش و دلپذیر است، به ویژه زمانی که بویی از زلف آن دختر زیبا به مشام برسد.
که جانم تازه گشت از بوی زلفش
دماغم پر شد از مشک تتاری
هوش مصنوعی: بوی زلف او جانم را تازه و روح تازهای به من بخشید و بویی همچون مشک ترکها در مشامم پیچید.
سهی سروا بگستر سایه بر من
که از پس دوستانم یادگاری
هوش مصنوعی: ای درخت بلند و زیبا، سایهات را بر من بیفکن، زیرا پس از دوستانم، تو یادگاری از آنها برایم میمانی.
میازار و به لطفم نیک بنواز
که هستم من غریبی رهگذاری
هوش مصنوعی: مرا آزار نده و با نیکی با من رفتار کن، زیرا من یک غریبه و مسافرم.
نمیدانم مگر ای مردم چشم
بر آب دیده من آبیاری
هوش مصنوعی: فقط میتوانم بگویم که نمیدانم، اما ای مردم، با نگاه کردن به چشمانم که مانند آب هستند، میتوانید بفهمید که درون من چه حس و حالتی وجود دارد.
نه شرط دوستان باشد که ما را
به کام دشمنان وا میگذاری
هوش مصنوعی: دوستان نباید بگذارند که به خاطر خواستههای دشمنان به نفع آنها عمل کنیم.
ز یادت نیستم غافل زمانی
چرا یادم به خاطر درنیاری
هوش مصنوعی: من از یاد تو غافل نیستم، اما چرا یاد من در ذهنت نمیآید؟
برآوردی دمار از روزگارم
به ساق و ساعد و دست نگاری
هوش مصنوعی: شما به گونهای در زندگی من تغییرات عمدهای ایجاد کردهاید که زندگیام سخت و دردناک شده است.
حقیقت شد مرا ای نور دیده
که پروای جهانداری نداری
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو که نور چشمان من هستی، حقیقت من را درک کردی، در حالی که به دنیا و آسایش آن اهمیت نمیدهی.