برگردان به زبان ساده
مرا سریست که بی باده نیک سرمستست
مرا دلی که به زلفین دوست پابستست
هوش مصنوعی: من ذهنی دارم که بدون شراب هم شاداب است و دلی دارم که به زلفهای معشوق وابسته است.
مرا به روی چو ماه تو اشتیاق تمام
به جان تو که چو ابروی دوست پیوستست
هوش مصنوعی: من به زیبایی صورتت بینهایت علاقه دارم، چون جانم به کنارت پیوسته است، مانند ابروی محبوبی که به هم میپیوندد.
خوشا دلم که وطن کرد حلقهٔ زلفت
ز گفتگوی بلای زمانه وارستهست
هوش مصنوعی: دل من خوشحال است که حلقهی زلف تو در آن جا قرار گرفته و از دردسرهای روزگار و صحبتهای آن دور شده است.
دلم ببرد بگفتم که باز پس ده دل
بگفت در سرشست دو زلف پابستست
هوش مصنوعی: دل من به عشق تو پر پرواز شده است و وقتی که خواستم آن را پس بگیرم، تو به من گفتی که در چنگ دو زلفت گرفتارم.
چو در چمن گذر آرد قد چو شمشادت
به پیش قامت سرو تو نارون پستست
هوش مصنوعی: وقتی که در باغ قدم میزنی و قد تو چون شمشاد است، این نشان میدهد که قامت سرو در مقابل تو، به اندازه درخت نارون کوتاه به نظر میرسد.
چو حلقه بر در او سرزنش خورم دانم
جواب میدهدم کاو میا که در بستهست
هوش مصنوعی: وقتی به در او میروم و مورد سرزنش قرار میگیرم، میدانم که جواب میدهم، اما او لازم نیست بیاید زیرا همان در بسته است.
اگرچه وعده به وصلش چو زلف میفکند
مرا به جای سر زلف باد در دستست
هوش مصنوعی: هرچند که وعدههای او مثل زلفش بیشتر به من آسیب میزند، اما من در حالتی هستم که سرنوشت و هوا به دست من نیست و تنها در انتظار هستم.