برگردان به زبان ساده
تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی
بی خطایی از چه رو راه خطا برداشتی
تا مُهر مِهرِ مرا از صندوقچهٔ وفا کندی، بی آنکه [از من] خطایی سر بزند به خطا رفتی.
ای بت سیمینبر نامهربان سنگ دل
شرم بادت بی گناهی دل ز ما برداشتی
هوش مصنوعی: ای معشوق نقرهای، بر تو باد شرم که بیرحمانه دل سنگی را به دست آوردی و بیگناهیام را از ما گرفتی.
نارسیده از گلستان رخت بویی به ما
از چه معنی خنجر خار جفا برداشتی
هوش مصنوعی: از زمانی که به گلستان نرسیدهای، چه معنایی دارد که بوی محبوبی را به ما میرسانی؟ چرا خنجر خار جفا را به دست گرفتهای؟
ای دل آشفتهٔ شیدای سرگردان بگو
کز میان مهربانان خود که را برداشتی
هوش مصنوعی: ای دل نگران و شیدا، بگو که از میان دوستانت، کدام یک را انتخاب کردهای و با او رفتهای؟
آنکه از جان و جهانت در طلب سرگشته بود
چون تو را گشتهست از او خاطر چرا برداشتی
هوش مصنوعی: آن کسی که برای به دست آوردن تو از جان و زندگی خود دست کشیده بود، حالا که به تو رسیده، چرا از او دل بریدهای؟