برگردان به زبان ساده
نگران خم ابروی توام پیوسته
دیده جان به جمال رخ تو دربسته
هوش مصنوعی: من همیشه نگران خم ابروی تو هستم و چشمانم به زیبایی چهرهات دوخته شده است.
کام کس زین لب لعل شکرینت ندهی
دل خلقی به چه در زلف خودی وابسته
هوش مصنوعی: اگر کسی از شیرینی لبهای تو برخوردار نشود، دل افراد به چه چیزی وابسته خواهد بود؟ زلف خودت هم که فقط به خودت تعلق دارد.
هوش و گوش و دل و جانم همگی سوی تو شد
کمر چاکریت از دل و جانم بسته
هوش مصنوعی: تمام وجودم، از فکر و احساس و جانم، تنها به سمت تو متمرکز شده است و در دل و جانم به خاطر تو، به نوعی وابسته و متصل شدهام.
یارب آن روز چه روزی بود آن دم چه دمی
که به وصل تو رسم وز غم هجران رسته
هوش مصنوعی: ای خدا! چه روز خوشی خواهد بود و چه لحظه زیبایی خواهد شد وقتی که به وصال تو برسم و از غم جدایی رهایی یابم.
نرسیده به وصال تو دمی دست دلم
خار هجران رُخت جان جهانی خسته
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به وصالت برسم، دلم در دل درد جدایی تو میسوزد و بیرحمانه در غم تو جانم خسته و پریشان است.
گل برآورد فغان در چمن از غایت حسن
گفت ای سرو تو چونی و منم گل دسته
هوش مصنوعی: در باغ، گل از زیباییاش نالهای سر داد و به سرو گفت: تو چطور هستی؟ و من هم در این گلدستهای.
سرو بشنید که گل لاف ز خوبی میزد
گفت بر دسته تویی لیک منم بررسته
هوش مصنوعی: سرو شنید که گل از زیباییهای خود سخن میگوید و میگوید تو تنها زیبا هستی، اما من هم بر سر درخت ایستادهام و زیباییام را نشان میدهم.
گر ز مهرت اثری بر رخ گلگون افتد
نه ز تو بوی بماند نه ز رنگت دسته
هوش مصنوعی: اگر مهر و محبت تو بر چهره زیبا اثر بگذارد، نه از تو بویی خواهد ماند و نه رنگ تو به جا خواهد ماند.
رنگ و بویی چو ندارم به جهان آزادم
لاجرم بر لب جو در چمنم پیوسته
هوش مصنوعی: من هیچ رنگ و بویی ندارم، بنابراین در این دنیا آزاد هستم و به همین خاطر همواره در کنار جویبار و در چمن آرامش دارم.