برگردان به زبان ساده
دل مسکین مرا خار جفای تو بخست
راه خوابم به شب هجر خیال تو ببست
هوش مصنوعی: دل غمگین من از بیوفایی تو آسیب دیده و دیگر نمیتواند بخوابد؛ زیرا در شب جدایی، فقط خیال تو در ذهنم میچرخد و آرامش را از من گرفته است.
این همه جور و جفا کز تو به ما میآید
دل بیچارهٔ ما عهد تو هرگز نشکست
هوش مصنوعی: این همه سختی و ظلمی که تو به ما می کنی، دل بیچاره ما هرگز عهد و وفای تو را فراموش نکرده است.
گر سرم میرود از عشق نگردانم روی
چون بدارم ز سر زلف پریشان تو دست
هوش مصنوعی: اگر سرم هم برود از عشق، چیزی از عشق تو را از من دور نخواهد کرد، چون وقتی دستم به زلف آشفتهات میرسد، هیچ چیز برایم مهم نیست.
گر سراپای وجودم تو بسوزی چون شمع
دست از دامنت ای دوست نخواهیم گسست
هوش مصنوعی: اگر تمام وجودم را مانند شمع بسوزانی، هرگز از محبتت دست نخواهم کشید.
عشق روی تو نه امروز نهادیم به دل
در گِلم مهر تو بسرشت هم از روز الست
هوش مصنوعی: عشق تو را نه تنها امروز در دل قرار دادیم، بلکه محبت تو از زمانهای دور و قدیم در وجودم شکل گرفته است.
لب جان بخش تو ای دوست نه پیدا نه نهان
غمزهٔ جادوی شوخ تو نه مخمور نه مست
هوش مصنوعی: ای دوست، لبهای تو به قدری دلچسب و شگفتانگیز است که نه واقعاً قابل دیدن است و نه به طور کامل پنهان. نگاه جادویی و بازیگوش تو، نه آدم را مست میکند و نه او را بیخود.
از سر جان و جهان یکسره جانم برخاست
تا دل غمزدهام با غم رویت بنشست
هوش مصنوعی: تمام وجودم در این لحظه برای تو ایستاده است تا بتوانم با دل ناراحت خودم در کنار چهرهات آرام بگیرم.